Skip to main content
فهرست مقالات

حسن هفت پدر یا قهرمانی در دزدی و شرارت

گزارشگر:

(4 صفحه - از 23 تا 26)

خلاصه ماشینی:

"پس از اینکه اثاثیه مسروقه بوسیله چند نفر از همکارانش به‌ جنگل برده شد خود او و چند نفر دیگر بسمت مغازه‌های واقع در سوضاب بندان رهسپار شدند حسن از روی شیروانی پشت‌بام مغازه به داخل آن شد و پس از سرقت چند طاقهء قماش‌ بمغازهء فرش فروشی مجاور دستبرد زد و سپس در مراجعت از آنجا به سمت انبار برنج که در نزدیکی همین قریه قرار گرفته بود روانه شد و فکر کرد چون ممکنست جهت حمل کیسه‌ای‌ برنج احتیاج به وسیله‌ای داشته باشد لذا بدوا از دیوارخانه یکی از ساکنان نزدیک انبار بالا رفت و خود را به اصطبل خانه که در آنجا چند اسب نگاهداری میشد رساند و دو اسب را بیرون کشید و تعدادی از کیسه‌های برنج را بر روی آنها قرار داد و به جنگل فرار کرد و در بین راه هم به چند خانه‌ی دیگر دستبرد زد کدخدا هنوز گفته‌هایش تمام نشده بود که پدرم‌ از کوره بدر رفت و گفت نمی‌توانم قبول کنم که مأمورین تا حالا نتوانسته باشند این آدم شرور را دستگیر کنند باید امشب وضع او را روشن کنم و باید به سراغش بروم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.