Skip to main content
فهرست مقالات

زندگی پرماجرای من

نویسنده:

(5 صفحه - از 27 تا 31)

کلید واژه های ماشینی : مدرسه، معلم، مکتب، آقا سید خلیل، اصفهان مرحوم آقا میرزا خلیل، چوب، معلمه، اصفهان، تدریس، کلمه

خلاصه ماشینی:

"معلمه نیز از عقب من برخاست و تعقیبم‌ کرد و در هشت دالان گیرم کشید و کتک‌ جانانه‌ای نوش جانم کرد ولی چه فایده که‌ نه ضربت‌های مشت و چوب او نه در بستن‌ها برویم مؤثر واقع نمی‌شد و باز تدبیری‌ می‌اندیشیدم و فرار می‌کردم بیچاره معلمه‌ هیچ نمی‌فهمید که من از چنگ او نیست فرار می‌کنم بلکه این از شر آن کلمات مبهم و غیر قابل‌فهم عربی است که می‌خواستم خود را رهائی بخشم عاقبت چاره کارم نشد مادر و معلمه‌ای هردو بستوه آمدند و از تعقیب تحصیل‌ من منصرف گردیدند خوشبختانه در همان‌ اوان مرحوم آقا سید خلیل که ازد دراویش‌ نعمت‌اللهی و از تابعین علام ربانی مرحوم‌ حاج ملاسلطانعلی گنابادی و دارای فکری‌ روشن و بلند بود مدرسه‌ای بطرز جدید در پشت باغ چهل‌ستون(در خیابان سپه کنونی) تأسیس نمود. باری پس از آن که مادرم از تجدید گشایش مدرسه مأیوس شد مرا به مکتب ملا حسن نامی گذاشت که در دکانی جنب مسجد قطبیه واقع در خیابان خوش(خیابان شاه‌ امروز)واقع بود سبک تعلیمات این مکتب با تعلیمات آنمدرسه از زمین تا آسمان تفاوت‌ داشت درین جا بما طوطی‌وار درس می‌دادند و من از دروس معلم خود چیزی نمی‌فهمیدم‌ دوباره مسئله مکتب رفتن برای من امر شاقی‌ شد. مرحوم حاج شیخ فضل الله نیز سالها این مدرسه را دایر نگاه داشت و ازین طریق‌ خدمت مهمی بمعارف اصفهان نمود ولی پس از آن در ده پانزده سال قبل از عهده نگاهداری‌ آن برنیامد و در یکی از قراء مجاور اصفهان‌ بنام فردوان ملکی اسماعیل مسعود(شاهزاده‌ معتمد الدوله)رحل اقامت افکنده و در آنجا مدرسه‌ای که شاهزاده تأسیس کرده بود به‌ تعلیم و تربیت و روشن کردن افکار دهقانان‌ پرداخت و بالاخره سال گذشته برحمت‌ ایزدی پیوست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.