Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات آدم زیادی

معرف:

(6 صفحه - از 68 تا 73)

کلید واژه های ماشینی : آدم، خاطرات آدم، کیف، کلاس، دبیرستان، دود سیگار، سیگار دود، بیکاری، فکر، آدم زیادی سر

خلاصه ماشینی:

"» بقیه خاطرات پنجاه سال خدمت به بعد من با تمام قوا و نفوذ خودم حامی‌ دستگاه نظمیه هستم و اعتراف نمود که این‌ خانه فقط برای تفریح من است حالا شما باید یک شب به همان خانه بیائید و عیش‌ خرکی مرا تماشا کنید دیدم این مرد با ظاهری که با باطنش مطابقت ندارد بسیار شوخ و متلک‌گو و بی‌پروا و مخالف اعمال‌ خشک آخوندهای دیگر است متوجه شدم که‌ یک تصادف کوچک چگونه کارها را به نفع ما تمام کرده مراتب را به رئیس نظمیه اطلاع‌ دادم خیلی خوشحال شد و توصیه کرد و دعوت او را قبول کنم شبی باتفاق همان‌ افسر گشت که وارد جریان کار شده بود بمنزل معهود رفتیم حیاط کوچکی بود یک‌ راه رو و دو اطاق در طرفین داشت روی‌ زمین اطاق سفره سفیدی پهن کرده بودند بسط شراب و مقداری آجیل و شیرینی روی‌ آن چیده بودند یک سماور با تنک و لوازم‌ معمول در طرف دیگر اطاق چند نفر زن‌ مطرب سرخاب و سفید آب کرده هم در کنار سفره نشسته‌اند و آقا هم بی‌عمامه با پیراهن‌ و زیر شلوار چلواری گشاد و پای برهنه عبا بدوش از ما استقبال کرد دو نفر گماشتهء خصوصی هم پذیرائی میکردند پس از صرف‌ چای نوشیدن مشروب آغاز شد ابتداء بما تعارف کرد من در همان دوره جوانی هم‌ اصولا و طبیعتا به صرف مشروب بی‌میل‌ بودم در مقابل تعارف او امتناع کردم با خوشمزگی و متلک مرا ملامت میکرد و اول خود او با لیوان بعد با تنک‌های برنجی‌ پای سماور یک نفس مشروب میخورد و بساط رقص زنها و مطربها شروع شد تا پاسی از شب متفرق شدیم باز هم ما را دعوت میکرد به آن خانه بروم خلاصه با اینمرد که خود معترف به دوگانگی زندگیش بود سالها دوستی ما دوام داشت و هر وقت از اصفهان‌ عبور میکردم او را ملاقات میکردم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.