Skip to main content
فهرست مقالات

چه کسی از گرگ های هگلی می ترسد؟

مترجم:

نویسنده:

(33 صفحه - از 177 تا 209)

کلید واژه های ماشینی : هگل، گرگ، وحدت، فروید، تمایز، فراروند، فلسفه، دیالک‌تیکی، کثرت، منطق

خلاصه ماشینی:

"دلوز اعتراض یاد شده را به این صورت خلاصه می‌کند: کافی نیست که شخص خود را سرسخت ساخته و مکمل‌های مشهور بین اثبات و نفی،زندگانی و مرگ،آفرینش و تخریب را به یاری بطلبد(آن سان که گویی این‌ها برای بنیاد کردن دیالک‌تیک نفی کافی‌اند)تا اینکه ذوق و رغبت به تمایزهای ناب را به روح زیبا برگرداند و سرنوشت تمایزهای واقعی را به سرنوشت نفی و تضاد جوش دهد،زیرا چنان مکمل‌هایی تاکنون درباره رابطه عبارتی با عبارت دیگر سخنی با ما نگفته‌اند. در زمینه گفت و گوی مخالفت‌آمیز دلوز و هگل فقط یک ارزش سنجی،در معنای‌ نیچه‌ای کلمه،به ما اجازه خواهد داد نیروهای موجود را تعیین کنیم و درباره منازعه یاد شده‌ به راه حلی قاطع و تضمینی جازم نرسیم بلکه به شبکه یا منظومه‌ای پویا که آن را به حرکت‌ در می‌آورد دست یابیم ولی کشف رنجبار چنان پایگانی-پایگانی که دقیقا اصالت اثبات‌ متمایزکننده را با توجه به نفی(سلبیت)نشان می‌دهد،آن نیز تا آن جا که خود ارزش سنجی‌ مفروض است-همچون وضعیت امکان آن،بازی نیروهای ناهمگون شده به هیچ وجه‌ حرکت(عملی)هگلی نیست. پرسش من از این قرار است:آیا هگل تا آن جا که در نهایت در وحدتی«عادی»متجسد می‌شود،به نمود احترازناپذیر و ضروری مرزی،به دسته‌هایی که در همه جهات در متن آثارش می‌دود،به متناقض دلوز تبدیل نمی‌گردد؟دلوز و گتاری در فصلی از کتاب هزار سطح هموار با عنوان«نیرومند شدن،حیوان شدن،درک‌ناپذیر شدن»می‌نویسند:هر جا بسیاری باشد،فرد نادره‌ای نیز یافت خواهد شد،احتمالا موجودی همچون گرگ تنها موجود نیست اما پیشاهنگ گله،سالار گله وجود دارد،در غیر این صورت فرمانده پیر و معزول گله اکنون ناچار تنها زیست می‌کند،پس موجودی است دور افتاده و بی‌کس،«دیو»ی‌ تنها."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.