Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات لایارد

گزارشگر:

مترجم:

(3 صفحه - از 49 تا 51)

خلاصه ماشینی:

"خاطرات لایارد بخش چهارم ترجمهء مهراب امیری (9) آثار و خرابه‌های«شوش»که مورد توجه و علاقه من بود در آنطرف رودخانه‌ کارون واقع شده بود بمن گفته شده که بایستی بوسیله کلک از رودخانه عبور نمایم ولی در آن‌ موقع کلکی در دسترس نبود که بتوانم خود را بطرف مقابل رودخانه برسانم افرادی که‌ می‌خواستند از رودخانه عبور نمایند مشک‌هائی را که همراه داشتند پر از باد می‌کردند و خود را روی آنها می‌افکندند و با راحتی خود را به آنطرف رودخانه می‌رسانیدند و عده‌ای نیز در قسمت پائین شناکنان از رودخانه عبور می‌کردند راهنما با صدای بلند از ساکنین آنطرف‌ رودخانه کمک طلبید،ولی غرش آب و صدای امواج خروشان مانع از آن شده بود که آنان‌ بتوانند فریاد او را بشنوند مدتی کنار رودخانه ماندم تا شاید وسیله‌ای جهت عبور پیدا کنم‌ یکنفر خدمه بقعه دانیال بمن قول داد که ورود مرا به ملا فرج کدخدای شوش یعنی همان‌ کسیکه سفارش نامه‌ای از آخان بابا برایش داشتم اطلاع دهد چون غروب آفتاب بود بطرف‌ یک آبادی کوچکی که تقریبا یک میل از رودخانه فاصله داشت رفتم،و خوشبختانه یکنفر را که مدتی در تبریز بود و با اروپائیان محشور بود پیدا کردم او مرا برادر خطاب میکرد و بشام دعوتم نمود و با غذائی لذیذ و مأکول از من پذیرائی کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.