Skip to main content
فهرست مقالات

یک خاطره فراموش نشدنی یا درس وطنپرستی

گزارشگر:

(3 صفحه - از 11 تا 13)

کلید واژه های ماشینی : وطن، درس وطن‌پرستی، آذر، آذربایجان، زن، مادر، خاطره فراموش‌نشدنی، خدا، آرتش، امانت

خلاصه ماشینی: "اینک داستانی حقیقی از این همه وقایع: روزی بانوئی مسن ولی دارای روحیه قوی و فکری بلند وسیله آقای سلطانزاده‌ تبریزی که از همکاران و همراهان من بود مراجعه و چنین اظهار داشت: «فرزند پسر منحصربفردی داشتم که خدمت مقدس سربازی را در تبریز انجام‌ میداد 21 آذرماه 1324 بمنزل آمد و گفت:مادر!با کمال تأسف امروز فرمانده لشگر آذربایجانی به متجاسرین پیوست و تسلیم افکار پلید آنان شد بنابراین دیگر جای من در تبریز نیست و باید شبانه با لباس مبدل از کوه و کمر و راههای ناهموار خود را بطهران پایتخت‌ کشور شاهنشاهی ایران برسانم زیرا ماندن من ملازمه با اجرای دستور آنها بر علیه استقلال‌ و تمامیت کشور ایران خواهد بود و چنین گناه بزرک و غیر قابل عفوی محال است که از ناحیهء من سربزند و بیهچ‌وجه و قیمتی این ننگ را تحمل نتوانم کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.