Skip to main content
فهرست مقالات

زندگی پرماجرای من

نویسنده:

(3 صفحه - از 44 تا 46)

کلید واژه های ماشینی : زن، وطن، اصفهان، خان لنبانی و مرحوم برادرم، عدهء نفرات مرحوم برادرم، خانواده، جنگ، خان لنبانی و محمد کریم، شکر الله خان، شکر الله لنبانی، عدهء نفرات شکر الله، خان لنبانی، زندگی پرماجرای، محمد کریم خان گزی، فداکاری در راه وطن، مادرم، شهر اصفهان، حرکت، جوان، جواب، معالجه، عده بطرف فرونت حرکت، عده مجاهد، عدهء نفرات، فداکاری در راه خانواده، فکر، وطن مجاهدین، برادرم و محمد کریم، وطن منتظر فداکاری، سرپرست خانواده

خلاصه ماشینی: "برادرم چه شد که حرکت کرد شرح حرکت‌ او از این قرار است: همینکه کمیته درصدد اعزام یکعده‌ مجاهد برمی‌آید قرعهء این قال را به نام‌ برادرم و شکر الله خان لنبانی و محمد کریم‌ خان گزی می‌کشند برادرم کسی بود که‌ درین موقع تنگ‌موقعی که ما در وطن منتظر فداکاری فرزندان دلیرش بود از انجام یک‌ وظیفهء مقدس وطنی خود شانه تهی کند و حتی تا آن اندازه جوانمرد و وطن‌پرست بود که خود شخصا داوطلب حرکت و رفیق راه‌ دوست دیرین و صمیمی خود شکر الله لنبانی‌ بشود ولی آیاد او در محیط وطن خود تنها همین یک وظیفه را داشت و عهده‌دار وظیفهء مهم دیگری نبود؟اگر او میرفت با اینکه‌ برادرش بستری بود و امیدی هم بشفای‌ او نمی‌رفت درین صورت چه کسی عهده‌دار سرپرستی خانوادهء او می‌شد؟؟؟او فکر می‌کرد اگر رفتم و کشته شدم و برادرم هم معالجه‌ نشد و برای همیشه بستری گردید درین صورت‌ کی زن و فرزند چهار ساله‌ام و دو خواهر و مادرم را نگاهداری می‌کند و در یک کشور سرتاسر منقلب متکفل امور آنها می‌شود کی‌ در مقابل تجاوزات اشرار محلی و یا حملهء دشمن،خانواده و نوامیس او را محفوظ می- دارد؟او که مردی ناموس‌پرست و مخصوصا درین قسمت سخت متعصب بود چگونه راضی‌ می‌شد،که همسرش عزیزش را که از جان خود بیشتر دوست می‌داشت و مثل بت او را می- پرستید تنها گذاشته و مقدرات او را بدست‌ حوادث زمان بسپارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.