Skip to main content
فهرست مقالات

یک خاطره تلخ و عبرت انگیز

گزارشگر:

خلاصه ماشینی:

"ار دیگری که ژاندارمها قبل از رسیدن ما انجام داده بودند این بود که پس؟؟؟ مراجعه بساکنین(کته)ده نزدیک،از گمشدن مردی بنام(الله کرم)مطلع میشوند و با نشاندادن‌ جسد بزن او هویت مقتول را تعیین میکنند. در تمام مدت مراجعت و یکی دو روز پس از آن که در شهر از متهمین تحقیق میشد همواره‌ در این فکر بودم که چگونه بخاطر فقر و مسکنت،یکقطعه زمین و چند درخت در نظر اینها دارای‌ آنچنان ارزشی است که حاضرند خون دیگری را بر زمین بریزند و جهل و عقب ماندگی‌ ؟؟؟چگونه این فلک‌زده‌ها را بصورت جانوران‌حشی در آورده است که‌ ؟؟؟باسبعیت بقطعه قطعه کردن فلک‌زده دیگری نظیر خود میپردازند. اکنون عین جملات نامه بیاد من نمانده است ولی مضمون آن خطاب ببازپرس وقت چنین بود: «چند مرتبه از این چهار برادر بمأمورین ژاندارمری شکایت کردن بحرفهایم گوش ندادند چند دفعه با پای پیاده بشهر آمدم و بدادگستری متوسل شدم هنوز به نتیجه‌ای نرسیده‌ام‌ اینها مرا تهدید کرده‌اند که ترا میکشیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.