Skip to main content
فهرست مقالات

یک خاطره (از شما که بانی خیر شده و با فرستادن من به زندان آرزوی دیرینه ام را برآورده اید متشکرم)

نویسنده:

(2 صفحه - از 30 تا 31)

کلید واژه های ماشینی : زندان آرزوی دیرینه ام، بانی خیر، اطاق بازپرسی بنا بمصلحتی دروغی، سردفتر، سند، پرونده، سید احمد با مأمور زندان، مرد، شیراز، جوان

خلاصه ماشینی:

"خواهم رفت‌ اجرائیه صادر کنم من که در آن لحظه فکری‌ بخاطرم رسیده بود به طلبکار خود گفتم این سند شما بنام«میرزا محمود»است و من میرزا محمود نیستم چنین کسی را من نمی‌شناسم و نام من«سید احمد» است و من نه برای تنظیم سند به دفترخانه رفته‌ام‌ و نه بکسی بدهکارم،هر کار دلت میخواهد بکن‌ و این آقا بتصور اینکه واقعا من«سید احمد» هستم و در محضر بنام میرزا محمود پس از جعل‌ اسم و عنوان سند تقلبی داده‌ام بعنوان کلاهبرداری‌ و جعل سند از من شکایت کرد و من هم در شهربانی‌ و هم اینجا همان دروغی را که به طلبکارم گفته‌ بودم تکرار کردم و حتی شما از من ضامن خواستید که معرفی کنم و زندان نروم با آنکه ضامن داشتم‌ معرفی نکردم تا بتوانم داخل عمارت تاریخی‌ کریم خانی را از نزدیک ببینم تا هم بوصیت آن‌ فقید عمل کنم و هم به یگانه آرزوی خود برسم‌ و جای دوستمان خالی!!در این چند روز تمام‌ اطاقها و زیر زمین‌ها حتی مستراحهای این عمارت‌ را تماشا کردم و حالا با تشکر از همه کسانی که‌ بانی این امر خیر شده‌اند اعتراف بدروغ خود میکنم و بدهکاری خود را منکر نیستم هر وقت که‌ از عهده ادای دین خود برآیم پرداخت خواهم کرد و از این دروغ خود هم توبه می‌کنم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.