Skip to main content
فهرست مقالات

فلسفیدن، آموختن و مردن

نویسنده:

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : مرگ، ورع، حیات، ممات، لذت، حظ، گمان، زندگی، حیات و ممات، ممات مرگ

خلاصه ماشینی:

"و چقدر همگی‌شان دوشادوش در تحقیر درد و فلاکت و دیگر سوانحی که حیات آدمی را آماج خویش می‌گیرند، متفق‌اند و لیکن تیمار و مراقبت‌شان از یک جنس نیست؛تا حدودی از این بابت که این سوانح&%02614QRAG026G% آنچنان ضرور نیستند،اکثر ابنای بشر زندگانی را به سر می‌برند بی‌آنکه طعم فلاکت را بچشند و نیز فارق از آن که درد و مرض را حس کنند،همچون گزنوفیلوس( xenophilus )خنیاگر که یکصد و شش سال زیست در کمال صحت؛و تا حدی بدین خاطر که در اضطرار و هر دم که خوش داشته باشیم،مرگ می‌تواند نقطۀ پایان باشد و دست تعدی زیانهای دیگر را کوتاه بدارد. عینا همانطور که در بسیاری مواقع دیگر به پند قیصر رسیدم که می‌گفت چیزها اغلب از دور عظیمتر به نظر می‌آیند که از نزدیک،دریافته‌ام به وقت سلامت از گزند و بیماری بسی بیشتر واهمه داشته‌ام تا وقتی که بدانها مبتلا بوده‌ام؛رخوتی که بر من عارض است و لذت و قوتی که دارم حالت دیگری را بر من عرضه می‌دارند چنان با حالت قبلی ناموافق،که در مخیله‌ام مصائب آن را دو چندان بزرگ می‌کنم و بسی گرانتر از آنچه که در عالم واقع بر گرده‌های خویش احساسشان می‌کنم در نظرم جلوه می‌کنند. باری،اغلب می‌اندیشیدم از چه روی است که به جنگ سیمای مرگ،چه پیش خود بدان بگریم و چه نزد دیگری،به مراتب کمتر هولناک می‌نماید تا به خانه‌هایمان،و الا سپاه یکسره در قبضۀ طبیبان بود و مشتی نزار و نالان؛ که از چه مرگ هماره همان است و لیک در میان رعایا و عوام بسی بیشتر تشفی هست که در میان آن دیگران."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.