Skip to main content
فهرست مقالات

مرگ و اصالت

نویسنده:

مترجم:

(12 صفحه - از 295 تا 306)

کلید واژه های ماشینی : هایدگر، مرگ، اصالت، دازاین، آدم، هستی، اصیل، میرندگی، مرگ و اصالت، غیر اصیل

خلاصه ماشینی: "مثلا،دربارۀ عشق چه می‌گوییم؟دربارۀ رومئو و ژولیت چه می‌گوییم که هر یک از آنان به واسطۀ شور عشق حقیقی به رد هنجارهای مقدس اجتماعهای مربوط به خودشان رسیدند؟دربارۀ خشم و نفرت یا لجبازی محض چه می‌گوییم؟ بر فرض که سخن زرتشت مبنی بر آنکه شیری که اژدهای«تو باید»را می‌کشد هنوز درگیر در مبارزه با هنجارهای قدیمی است و لذا واقعا خود مختار نیست،بنابراین،چرا سر سختی محض او نمی‌توانست دست کم آغاز راهی به اصالت باشد؟پس،این ایراد نتیجه می‌گیرد که رویارویی با مرگ در حالی که شاید راهی به اصالت باشد،یقینا(یگانه و تنها)راه نیست. آیا آنچه نکتۀ بحث هایدگر از مرگ و مواجهه با آن می‌تواند باشد فرض می‌کند که قضیه این نیست که این بحث به منزلۀ عنصری اساسی در تبیین چگونگی اصیل شدن فرد باشد؟به نظر من دو امکان وجود دارد که به ترتیب آنها را بررسی خواهم کرد:بحث مرگ را می‌توان در آنچه واقعا توصیفی از زندگانی اصیل است نمایش داد،یا می‌توان آن را در آنچه باید به منزلۀ توجیهی از زندگانی اصیل انگاشت نمایش داد. &%02649QRAG026G% انگارۀ رو-به-مرگ-بودن اصیل را چگونه می‌توان در توصیفی از زندگانی اصیل نشان داد؟ چگونه می‌توانیم هستی و زمان را چنان شرح دهیم که قدر شناسی از مرگ به منزلۀ وسیله‌ای برای زیستن اصیل به نظر نیاید بلکه مقوم آن به نظر آید؟هایدگر می‌گوید که دازاین غیر اصیل،گرچه «مطمئن»از مرگ(فاقد مطمئن-بودن»23-تأکید هایدگر). پس اگر ما هایدگر را واضع نوعی«اخلاق»در این امر تأویل کنیم،چون اگر به گفتۀ هستی و زمان هر صورت زندگی باید نیرویی تجویزی داشته باشد تا به آن ضمیمه کند این نیروی تجویزی به وضوح اصالت است،آن گاه هایدگر باید به این استدلال بپردازد که از این حقیقت هستی شناختی که شخص میرنده است-منطقا یا مفهوما-نتیجه می‌شود که شخص باید اصیل باشد،تا هست زندگی کند، زندگانیی که متمرکز و خود مختار است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.