Skip to main content
فهرست مقالات

خوش گمان (شعر)

شاعر:

(1 صفحه - از 652 تا 652)

خلاصه ماشینی:

"از:فریدون توللی خوش‌گمان!(شعر) ساعتی(ملا)چو کبک خوشخرام‌ از گذرگاهی،همی شد،بی‌مرام‌ ناگهان،بر گرد خویش،از غلغله‌ کودکان را دید،با صد ولوله! پس،بدیشان گفت:زین حلوای داغ‌ بر شما گویم،به پنهانی سراغ‌ خواجه طاوسی،که خود،سالار ماست‌ دیگ نذرش،رونق بازار ماست‌ خانه،در کوی دگر دارد،ولی‌ هرکه،ز آن حلوا خورد(جز تنبلی)! *** لحظه‌ای بگذشت و(ملا)خیره شد خوش‌گمانی،بر نهادش،چیره شد! (خواجه)غائب بود و،آن در،وا نبود وندر آن کو،نامی از حلوا،نبود! *** ما،خود آن(ملا)و،بر ما،سود ما گنج رؤیاخیز دردآلود ما!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.