Skip to main content
فهرست مقالات

به آینده تئاتر بسیار امیدوارم (گفت و شنود ادبستان با سرپرست مرکز هنرهای نمایشی)

مصاحبه شونده:

(6 صفحه - از 22 تا 27)

خلاصه ماشینی:

"می کرد ، التماس می کرد ، داد می کشید - آن رفیق کارلوس را به یادش می آ ، رد که از میان همة تردیدها ، تلاشها ، تغییرات سربرآویلی ه ، لر یایان بعد از آن همه رنج ، خودش را خوب آشکار کرده بود : جیزی ،1 قأ عالی ، انجامی شایسته . اکر هنوز أحازة برخورداری از جنین فیضی را داشت مجبو ر بود به بالای این سب !ک هفتة تاریک ، فلج را ببردازد . تو یی اراده ای غیر بشری ا ، را راه می برد ، آنجه هم اکنون اندیتسیده لود حنان هولناک بود که نمی تواسمت در نقطه ای که این افکار بر ا ، هجوم آ ، رده بودند بایستد . ، اکر این کیفر بود ا ، باید به خدایان اعتراض می کرد که کناه را فرستادند ، بعد کیفر را آفریدند ."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.