Skip to main content
فهرست مقالات

فرهنگ و هنر: سرچشمه ی شعر پارسی (نگاهی به زندگی و شعر رودکی به مناسبت سال جهانی رودکی)

معرف:

کلید واژه های ماشینی : رودکی، شعر، مناسبت سال جهانی رودکی، زندگی و شعر رودکی، شعر رودکی به مناسبت سال، سرچشمه‌ی شعر پارسی، سال جهانی رودکی سرچشمه‌ی شعر، زی، شاعر، بخارا، رودکی سرچشمه‌ی شعر پارسی، رباعی، نابینایی، سود، زبان شعر رودکی، ایزدش، شعر رودکی راه، بخارا با سرودن شعر، گذشت، حکایت نابینایی رودکی، سامانی، جمله، حکایت، اواخر عمر نابینا، سرودن، زبان، سرودن رباعی، اشعاری از رودکی، شاعر بزرگ، رودکی گذر عمر

خلاصه ماشینی: "اشعاری از رودکی‌53 من موی خویش را نه از آن می‌کنم سیاه‌ تا باز نوجوان شوم و نو کنم گناه‌ چون جامه‌ها به وقت مصیبت سیه کنند من موی از مصیبت پیری کنم سیاه *** زمانه پندی آزادوار داد مرا زمانه،چون نگری،سربه‌سر همه پند است‌ به روز نیک کسان گفت تا تو غم نخوری‌ بسا کسا که به روز تو آرزومند است *** چهار چیز مر آزاده را ز غم بخرد تن درست و خوی نیک و نام نیک و خرد هر آن‌که ایزدش این هر چهار روزی کرد سزد که شاد زید جاودان و غم نخورد *** تو رودکی را،ای ماهرو،کنون بینی‌ بدان زمانه ندیدی که این چنینان بود بدان زمانه ندیدی که در جهان رفتی‌ سرود گویان،گویی هزار دستان بود شد آن زمانه که او انس راد مردان بود شد آن زمانه که او پیشکار میران بود *** تا جهان بود از سر آدم فراز کس نبود از راز دانش بی نیاز مردمان بخرد اندر هر زمان‌ راز دانش را به هرگونه زبان‌ گرد کردند و گرامی داشتند تا به سنگ اندر همی بنگاشتند دانش اندر دل چراغ روشن است‌ وز همه بد بر تن تو جوشن است‌ هرکه را ایزدش لختی هوش داد روزگار او را بسنده اوستاد هرکه نامخت از گذشت روزگار نیز ناموزد ز هیچ آموزگار *** روی به محراب نهادن چه سود!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.