Skip to main content
فهرست مقالات

غربت شمس

نویسنده:

علمی-پژوهشی (16 صفحه - از 51 تا 66)

کلیدواژه ها : سهروردی ،ابن سینا ،مولوی ،شمس ،غربت ،فراق ،رساله الطیر ،بیژن و منیژه

کلید واژه های ماشینی : غربت ،شمس ،غریب ،مولانا ،هـ ،عرفا ،مولوی ،غربت شمس ،سهروردی ،روح ،داستان ،وطن ،مثنوی ،جهان ،ابن‌سینا ،حافظ ،جهان خاکی احساس غربت ،احساس ،دنیا ،انسان ،نور ،قفس تن و زندان دنیا ،احساس غریب بودن احساس ،زندان دنیا گرفتار ،گرفتار ،خدا ،حقیقت ،نفس ،روح مستعد مولانا جلال‌الدین ،شمس تبریزی از نظرگاه مولوی

«خود غریبی در جهان چون شمس نیست» شمس‌الدین محمدبن ملک داد تبریزی (582- بعد از 645هـ) از عرفای معروف قرن هفتم هجری است، که به واسطة تأثیر بسیار عمیقی که بر روح مستعد مولانا جلال‌الدین بلخی (604-672هـ)، بزرگترین شاعر و عارف قلمرو زبان و ادبیات فارسی، نهاد از اهمیت ویژه برخوردار است. سخنان پیچیده و شطح‌گونه شمس در «مقالات شمس» و «بازتاب رفتار و گفتارش در «مثنوی معنوی» و «غزلیات شمس» مولوی و همچنین گزارش‌های تذکره‌نویسان دوره‌های مختلف نشان می‌دهد که از زمان پیدایش در قونیه و برخورد با مولوی تاکنون غریب و ناشناخته مانده و ابعاد شخصیت شگرف و پیچیده او آن‌گونه که بوده، بازشناخته نشده است. حتی مولانا هم که مرید واقعی او بود و دیوانه‌وار او را می‌پرستید به این مطلب اذعان نموده و در جای‌جای آثارش به آن اشاره کرده است. او این ناشناخته بودن و ابهام را به «غربت» تعبیر کرده است و عقیده دارد «شمس» وتمام سرگشتگان وادی حقیقت غریبند، از این جهت عظمت و بزرگی آنها از دید اعیار و فروماندگان جهان خاکی پوشیده است. در این مقاله بعد از تبیین مفهوم غربت از دید عارفان و حکیمان، غربت شمس تبریزی از نظرگاه مولوی مورد بحث قرار گرفته و در ادامه به این بهانه پای غربت انسان به میان آمده است که: اساسا انسان موجودی است غریب، چون روح یا اصل آسمانی او در قفس تن و زندان دنیا گرفتار آمده است و در این جهان خاکی احساس غربت می‌کند. احساس غریب‌ بودن احساس همه عرفا و حکمایی است که به این خودآگاهی دست یافته‌اند و منشاء این غربت حضور سابق در وطن دیگر و عالم برتری است که اعقتاد به آن باعث می‌شود شوق و طلب برای کشف و دیدارش برانگیخته گردد. موضوع غربت در آثار بزرگانی دیگر چون:‌ ابن‌سینا ‌(370-428هـ)، احمد غزالی ‌(454- 520هـ)، عطار (540-618هـ)، روزبهان بقلی (522-606هـ)،حافظ (اوایل قرن 8- 792هـ) و... نیز مطرح شده است که در اینجا به صورت اجمال به آنها اشاره شده و در باب نظرات آن بزرگان اظهار نظر گردیده است.

خلاصه ماشینی:

"«فیل باید تا چو خسبد او ستان خواب بیند خطه هندوستان خر نبیند هیچ هندوستان بخواب کو ز هندستان نکرده است اغتراب ذکر هندستان کند پیل از طلبپس مصور گردد آن ذکرش به شب» (مولوی، 1363، ج 2،ص 495) این حالت طلب مولود آن سابقه کهن یعنی وطن اصلی اوست که در شعر حافظ به این صورت تصویر می‌گردد: «که ای بلند نظر شاهباز سدره نشین نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست» «من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم» (حافظ، 1363، ص 27 و 229) او با توجه به این اصل مهم مثنوی ذیل را در همین مقام می‌سراید: «الا ای آهوی وحشی کجائی مرا با توست چندین آشنایی دو تنها و دو سرگردان دو بیکس دد ودامت کمین از پیش واز پس بیا تا حال یکدیگر بدانیم مراد هم بجوئیم ار توانیم که می‌بینم که این دشت مشوش چرا گاهی ندارد خرم و خوش که خواهد شد بگوئید ای رفیقان رفیق بی کسان یار غریبان» (همان، ص 354) یعنی فقط غریب است که غریب را در می‌یابد بر اساس جهان بینی عرفانی که در آثار بزرگانی چون مولوی (604-672هـ)، حافظ (اوایل قرن 8-792هـ)، شیخ اشراق (549-587هـ) و... - سجادی، سید ضیاءالدین، 1374، حی بن یقضان و سلامان وابسال، چاپ اول، تهران، یک شعر کامل اشک به چشمها می‌آورد این گواه آن است که خواننده خود را تبعید شده در دنیای ناقص احساس می‌کند و آرزوی گریختن از آن به بهشتی را دارد که شعر برای او آشکار کرده است..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.