Skip to main content
فهرست مقالات

مفهوم خدا در بزرگسالان دارای ناتوانایی های هوشی (اثر بهره هوشی، و آموزش رسمی دینی در مدارس سازمان استثنایی)

نویسنده:

(18 صفحه - از 37 تا 54)

کلیدواژه ها :

هوش ،مفهوم خدا ،آنتروپومورفیسم (انسان­انگاری) ،واقعیت نهایی ،رشد مفاهیم

کلید واژه های ماشینی : خدا، هوشی، مفهوم خدا، بهره هوشی، مفهوم، آموزش، کودکان، دینی، بزرگسالان، گروه بزرگسالان مبتلا به ناتوانایی­های

مفهوم خداوند و چگونگی کسب آن در گروه­های مختلف انسان، از جمله موضوعات مهم و مورد علاقه روان­شناسان، محققان و سایر افرادی است که در حوزه دین مشغول فعالیت یا پژوهش هستند. آنتروپومورفیسم و یا قائل شدن جنبه­های انسانی برای خدا از جمله موضوعاتی است که در صد ساله اخیر به عنوان عاملی برای شناسایی ریشه باورهای دینی در گروه­های مختلف انسانی مورد توجه بوده است. این جریان برانتخاب تعدادی از صفات انسانی و منعکس کردن آن در مفهوم ارایه­شده از خدا در ادیان و مذاهب مختلف دلالت می کند. لازم به ذکر است که آغاز مفاهیم دینی و چگونگی رشد آن در انسان از جمله موضوعاتی است که پژوهش های اندکی بر روی آن انجام شده است. بررسی هایی بر روی نحوه شکل­گیری این مفهوم در بین کودکان انجام شده است. پژوهش­ها در آغاز بر پاسخ­های کلامی این گروه تأکید داشتند ، اما دسته ای دیگر از پژوهش­ها علاوه بر این موضوع بیان تصویری کودکان از مفهوم خدا را نیز مد نظر داشتند. این پژوهش به یکی از مهم­ترین جنبه­های رشد مفاهیم مذهبی در انسان یعنی مفهوم خدا در گروه کم­توان ذهنی می­پردازد..هدف از این کار این است که اثر بهره هوشی و آموزش مفاهیم دینی در مدارس استثنایی بر دو گروه بزرگسالان مبتلا به ناتوانایی­های هوشی ملایم و متوسط (بهره هوشی 40 تا 70) به­دست آید. 42 فرد مذکر بزرگسال (گروه سنی 18-الی25 سال) در دو گروه با ناتوانایی هوشی ملایم(50 تا 70) و متوسط(40 تا 50) مورد بررسی قرار گرفتند و مفهوم خدا در طی مصاحبه­ای مورد سؤال قرار گرفت و در نهایت از شرکت­کنندگان درخواست شد تا تصویری از خدا را ترسیم کنند و ارتباط آن تصویر با اظهارات ذکرشده شرکت­کنندگان نیز مورد بررسی قرار گرفت. یافته­ها نشان دادند که آموزش در مفهومی که این افراد از خدا در ذهن دارند تأثیری ندارد و بنابراین تفاوت معناداری بین دو گروه آموزش­دیده و ندیده در مورد مفهومی که از خدا در ذهن داشتند دیده نشد. همچنین یافته­ها نشان دادند که بهره هوشی افراد کم­توان ذهنی در مفهومی که آنها از خدا در ذهن دارند تأثیری ندارد.

خلاصه ماشینی:

"او در محل مشخصی زندگی می کند که معمولا دور است و اغلب (به تصویر صفحه مراجعه شود) بهشت خوانده می­شود (تامینن و دیگران، 1988) البته در فرایند ادراک مفهوم خداوند عوامل زیادی دخیل هستند ( سلاتر، ؟) مثلا کودکانی که در خانوادهای معتقد به مذهب مورمون بزرگ می­شوند مفهومی که از خدا کسب می­کنند بسیار انسان­گونه (آنترومورفی) است، در حالی که کودکانی که در خانواده­های یهودی بزرگ می شوند معمولا مفهومی غیر انسان­گونه (آنترومورفی) از خدا به دست می­آورند (تامینن 1991) در هرحال باید به این نکته نیز اشاره کرد که رشد مفهوم کودک از خدا از نظر شناختی هر چند براساس دیدگاه انسان گونه مورد تبیین و توصیف قرار گرفته شده است، اما پژوهش­های تجربی اخیر که بر روی مفهوم خدا و نحوه اکتساب آن انجام شده است نشان داد است که کودکان ممکن است برای کسب این مفهوم از نظر شناختی به توانایی­هایی مجهز هستند که امکان کسب تعدادی از صفات خدا را از روشی غیر انسان­گونه (آنترومورفی) نیز ممکن می­سازد(بارت و ریچرد 2003) در هرحال به­رغم تفاوت­های موجود میان دیدگاه­های غالب بر روان­شناسی رشد کودک با یکدیگر ، مانند تفاوت میان پیروان فروید و پیاژه. پژوهشگران متعددی این تغییرات و چگونگی روی دادن آن را به صورت مراحل مختلفی نشان داده­اند(استروفان 1990) در نهایت می­توان چنین اظهارنظر کرد که کودکان [و یا افرادی که در سطوح پایین شناختی قرار دارند] نمی­توانند از خدا تصوری غیرمادی داشته باشد، و هرچه بیشتر درباره خدای غیرمادی، مجرد توضیح داده شود، کودک تصوری مبهم­تری ازخدا کسب خواهد کرد (رحیمی، 1384) هوش یکی از کارکرد­های شناختی است که از طریق آزمون­های هوشی بررسی شده و با استفاده از نمره هوش و یا بهره هوشی مشخص می­شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.