Skip to main content
فهرست مقالات

مجاری شناخت و ضرورت گفتگوی علم و الهیات

نویسنده:

(20 صفحه - از 85 تا 104)

کلیدواژه ها : گفتگو ،مجاری شناختی ،علم و الهیات ،اصل حمل به احسن

کلید واژه های ماشینی : اطلاعات ،انسان ،علم و الهیات ،فرهنگی ،استدلال ،جهان ،مغز ،جهان هستی گفتگوی میان علم ،مجاری شناختی ،ادراک ،خطوط ،تفاوت ،محیط ،درک ،مجاری شناختی دستة ،تفاوت­های ،باور ،جهان هستی ،کثرت‌گرایی شناختی ،تفاوت­های میان فرهنگی ،تفاوت­های شناختی میان فرهنگی ،تفاوت­های میان فرهنگی شناختی ،زبان ،مجاری دستة اول ،درک بهتری از جهان هستی ،تفاوت­های میان قوای شناختی افراد ،دستة اول ،گفتگوی میان علم و الهیات ،تفاوت­های فرهنگی ،هدف مشترک علم و الهیات

مقالة حاضر استدلالی است با سه مقدمه و یک نتیجه. مقدمة اول، که می‌توان آن را مقدمة معرفت شناسانه نامید این است که انسان­های مختلف و یا انسان­های موجود در فرهنگهای متفاوت، جهان را به نحو متفاوتی درک می‌کنند و نحوة استدلال، شکل­دهی و بازبینی باور در نزد آنها متفاوت است. این مقدمه، مقدمه‌ای توصیفی است که یافته‌های تجربی چندی در دفاع از آن ارائه خواهد گردید. مقدمة دوم، تزی هستی­شناسانه است در مخالفت با تقلیل­گرایی هستی­شناسانه. در واقع در این مقدمه این ایده درست مفروض می‌شود که واقعیت یا جهان هستی یک هویت چند لایه یا چند طبقه دارد. مقدمه سوم که مقدمه‌ای هدف­شناسانه است این ادعا را طرح می‌کند که هدف مشترک علم و الهیات دستیابی به معرفت دربارة جهان و ساختار آن است و ما خواهان درک بهتری از جهان هستی هستیم. نتیجه‌ای که از این سه مقدمه حاصل می‌شود این است که نبایستی نظری دربارة جهان و ساختار آن را غیرنقادانه و تنها از منظر یک سنت فلسفی، فرهنگی یا حرفه‌ای خاص پذیرفت واز این رو، برای درک بهتر جهان هستی گفتگوی میان علم و الهیات امری ضروری است.

خلاصه ماشینی:

"(نوژیک 2001 ص 133) در این باره مثال­هایی ارائه می‌دهد: کوانتوم مکانیک این محصول قوای شناختی دستة اول که هر حادثه‌ای علتی دارد را با چالش مواجه کرده است؛ هندسه‌های نااقلیدسی و کاربرد آنها در فیزیک معاصر چالشی بوده است بر این شهود که هندسه اقلیدسی است؛ نسبیت عام مفهوم ضد شهودی انحنا در فضا- زمان را ارائه می‌دهد؛ این باور که برای هر دو رویداد یا یکی به لحاظ زمانی مقدم بر دیگری است و یا هر دو همزمانند با نسبیت خاص تغییر یافته است؛ و بالاخره اینکه جهان مستقل از مشاهدات ما وجود دارد با مکانیک کوانتومی دچار لغزش شده است. در پژوهشی که در سال 1984 و به منظور مقایسة استدلالات شخصیتی توسط شودر و بورن(Shweder & Bourne) انجام شد معلوم گردید که امریکایی‌ها در یادآوری صفات شخصیتی افراد از ویژگی­هایی نام می‌برند که گویا همواره شخص واجد آنها است، مثلا می‌گویند «فلانی آدم خوبی است» یا «فلانی چرب زبان است. با به رسمیت شناختن این مشترکات، تفاوت­های میان قوای شناختی افراد که عمدتا ناشی از فرهنگ و محیط‌اند نه تنها تهدیدی برای عقلانیت و عینیت علم نبوده و به نسبی­گرایی و شک­گرایی منجر نمی‌شود بلکه به صورت فرصتی برای درک و فهم بهتر جهان هستی تبدیل می‌شود. اما سؤالی که مطرح می‌شود این است که چگونه چنین جمعی به اجماع برسند؟ به عبارتی وقتی اختلاف در پیش­فرضها و باورها زیاد باشد و افراد درگیر در گفتگو به لحاظ قوای شناختی متکثر باشند چگونه امکان رسیدن به وحدت نظر در باب موضوعی ممکن است؟ اصل حمل به احسن (principle of charity) پاسخی است به این سؤال."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.