Skip to main content
فهرست مقالات

روحانیت و تعامل با حکومت در حقوق اساسی عصر صفویه

نویسنده:

(11 صفحه - از 81 تا 91)

کلید واژه های ماشینی : صفوی ،صفویه ،فقه ،فقها ،روحانیت ،سیاسی ،دوره صفویه ،حکومت ،شیعه ،حقوق ،مشروعیت ،شاه ،فقه سیاسی شیعه ،فقه شیعه ،سلاطین ،سلطنت ،فقه سیاسی ،دولت صفوی ،حقوق اساسی عصر صفویه ،عرف ،دولت ،دین ،تشیع ،حقوق اساسی دوره صفویه ،عصر صفوی ،احکام ،حقوق اساسی ،دولت صفویه ،قوانین ،حکومت صفویه

خلاصه ماشینی:

"در گذار از تصوف به تشیع، ممکن است چند عامل دخیل باشند، اما این مطلب قابل توجه است که چون تصوف برای اداره حکومت به کار نمی‌آمد و رابطه مریدی و مرادی برای اداره کشور، کارایی لازم را نداشت و از سوی دیگر، مشروعیت مذهب تسنن در اثر برخی عوامل ـ که جای بحث آن‌ها نیست ـ از میان رفته بود و برای اداره کشور به ایدئولوژی منسجمی نیاز بود، صفویه بیشتر به سمت تشیع و فقه شیعه کشیده شد. (21) با تمامی مسائل گفته شده، متأسفانه نویسنده کتاب کنش دین و دولت در ایران عصر صفوی، یکی از کارکردهای نهاد دین را مشروعیت‌بخشی به نهادهای سیاسی دانسته (22) و هرگونه همکاری علما و فقها را با سلاطین وقت مساوی با مشروعیت حکومت تلقی نموده است، و حال آنکه تاریخ تشیع و واقعیت‌ها عکس این مطلب را نشان می‌دهند. » (32) در کتاب کنش دین و دولت در ایران عصر صفوی آمده است: «فرمانی که شاه طهماسب برای کرکی صادر کرد، اگر با دقت خوانده شود، این استنباط غلط را که برخی کرده‌اند، موجه نخواهد کرد، که تصور شود ولایت فقیه از همین دوره وجود داشته است؛ زیرا این شاه طهماسب بود که کارکرد مذهبی را به کرکی داد و او را به عنوان شیخ‌الاسلامی منصوب نمود و به او اجازه داد که در همه امور شرعی و مذهبی، حکام ولایات از او اطاعت کنند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.