Skip to main content
فهرست مقالات

داستان ترس

نویسنده:

(3 صفحه - از 8 تا 10)

کلید واژه های ماشینی : ترس، داستان ترس، حمام، غول بیابانی، دایه، خواب‌های، پالیس، خدمت‌کار سینکی، غول بیابانی پایش، دست کمی از خدمت‌کار سینکی

خلاصه ماشینی:

"می‌گفته‌اند که اگر بچه را نترسانی چشمش را هم نمی‌گذارد که بخوابد(و شگفت آن‌که من‌ خودم درکودکی بارها از ترس آن‌که خواب‌های آشفته‌ی‌ ترسناک ببینم باخود و دیگران‌ جنگیده‌ام که‌نخوابم)می‌گفته‌اند کودک برابر خواسته‌ها و تعلیمات‌ بزرگتران مقاوم است و برای درهم‌ شکستن این مقاومت مزاحم، باید بچه‌ها را ازچیزی ترساند درست‌است که دربسیاری از خانواده‌ها،پدرها و مادرها با تربیت‌برتر و درک مراجع‌ دیگری جز سرزمین خویش، در مسائل تربیتی برداشت‌ دیگر داشته‌اند،اما تازه‌ در خانه‌ی همان‌ها نیز دایه‌ها و لله‌ها و نوکرهایی بوده‌اند که‌ هریک به سهم خود در ترساندن‌ بچه‌های خانواده می‌کوشیده‌اند. من علی بیک را هم‌ دوست داشتم و هم از او حساب می‌بردم علی بیک برای‌ من هرگز قصه‌ی ترسناک نگفت‌ اما او هم اصراری داشت که مرا از چیزی بترساند(چون اگر او ظاهرا در این زمینه نقشی‌ ایفا نمی‌کرد ممکن بود حرف‌ او را گوش نکنم ولی حرف‌ آن خدمتکار سینکی و دایه‌ خانم را با جان و دل بپذیرم‌ و انجام بدهم)علی‌بیک مرا از درویشی می‌ترساند که توی‌ کوچه‌ها پرسه می‌زد و اگر میدید که پسر بچه‌ای از خانه‌ بیرون آمده یا تنها دم‌در ایستاده او را می‌ربود وبه‌ خانه‌ی خود می‌برد تا روغنش‌ را بگیرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.