Skip to main content
فهرست مقالات

عجب دنیایی است

(3 صفحه - از 352 تا 354)

خلاصه ماشینی:

"پدر-خوب دیگر،معلوم است و همه میدانند که روسها میخواهند سرمایه‌داری را از میان ببرند و«رژیم»خودمان را بجای آن بگذارند. روسها احتیاج به کامیون باری دارند و باید ببینند کی میتوانند اسباب این‌ کار را برای آنها فراهم بسازند. وانگهی‌ حالا دیگر دوره بلشو یکی گذشته و ما در دورهء همزیستی دوستانه زندگی‌ میکنیم و همزیستی هم لازمه‌اش همین است که بهمدیگر کمک برسانیم و مثلا بقول تو فرانسویها و آلمانها و ایتالیائیها مستقیما بروند در روسیه ازین نوع‌ کارخانجاب عظیم بسازند. پسر(تعجب‌کنان)-آخر مگر این کارخانچیها سرمایه‌دار نیستند و مگر نمیدانند که همین روسها دشمن جان آنها هستند و میخواهند ریشهء آنها را با تیشه درآورند... پسر-در این صورت پس چرا بدست خودشان میخواهند کارخانه‌ای‌ برای روسها بسازند که سالی 150000 کامیون بیرون بدهد. پسر-آخر مگر فکر نمیکنند که با سالی 150000 کامیون رژیمی‌ که دشمن آنهاست و خواب از میان بردن آنها را می‌بیند قوی میشود. پسر-بگو ببینم،بابا جان خیال نمیکنی که واقعا آدم برای پول نباید اسلحه بدست دشمن بدهد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.