Skip to main content
فهرست مقالات

شرمسار (شعر)

شاعر:

(8 صفحه - از 1034 تا 1041)

خلاصه ماشینی:

"] بله دوستم میگفت: همینکه وارد خانه«دادور»شدم دیدم عارف هم آنجاست و خبر شهادت‌ را دریافته اما بزمین و زمان فحش میدهد و عمامه‌اش را بزمین میزند و سرش‌ را بدیوار میکوبد و میگوید: ای خدای تو چطور این یک کلنل را برای ایرانیها زیاد دیدی؟ صبح آنروز هم آن رباعی معروف را گفت که در میان هاله‌ای از گل که‌ دور سر بریده کلنل تعبیه کرده بودیم قرار گرفت: این سر که نشان سرپرستی است‌ اکنون که رها ز قید هستی است‌ با دیده عبرتش ببینید، این عاقبت وطن‌پرستی است بعد از آن نیز اشعار زیادی گفته بود که از جمله این بیت است: همسری نادرست کشاند بجائی‌ کار که نادرت کشید در آغوش و سپس هم تا آخر عمرش میگفته است،دو چیز کمر مرا شکسته یکی‌ مرگ کلنل و دیگری عارفانه ایرج..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.