Skip to main content
فهرست مقالات

شعر و شراب

شاعر:

(2 صفحه - از 143 تا 144)

خلاصه ماشینی:

"غزلی که تقدیم میگردد یادگاری است از این سفر که در لاهور آن‌ شهر زیبائیها باستانی سروده شده،در صورتیکه مصلحت بدانید دستور فرمائید به نحو شایسته‌ای در مجله درج نمایند. ارادتمند:علی باقرزاده(بقا) شعر و شراب بیروی تو ای دوست،هوای چمنم نیست‌ با روی تو حاجت بگل و یاسمنم نیست‌ یک سینه سخن دارم و چون شعله فروزان‌ در رهگذر باد،مجال سخنم نیست‌ بر لب زده‌ام غنچه صفت مهر خموشی‌ چون شمع ز گفتن،سرسر باختنم نیست‌ ای ساحل امید،در آغوش تو چون موج‌ از خویش برونم،خبر از خویشتنم نیست گفتی که در این راه دهی جان و تن از دست‌ گفتم بره عشق،غم جان و تنم نیست‌ من بلبل شیرین سخن گلشن قدسم‌ اندیشهء همراهی زاغ و زغنم نیست‌ چون مردمک دیه گرفتم ره عزلت‌ هرگز سر آواره شدن از وطنم نیست‌ باد ایمنی ارزانیت ای مرغ بهشتی‌ من بسته بندم،ره بیرون شدنم نیست‌ هر شب من و تو انجمنی ساخته با اشک‌ جز شمع رخت روشنی انجمنم نیست‌ ای سرو سرافراز،ز احوال دل زار روزی شوی آگاه،که جان در بدنم نیست‌ در محفل ما می مطلب،آب بقا جوی‌ عر کهنم هست و شراب کهنم نیست لاهور-فرورین 1352"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.