Skip to main content
فهرست مقالات

شجاع الدوله (طنزی به نثر کهن)

نویسنده:

(3 صفحه - از 506 تا 508)

خلاصه ماشینی:

"بلال بن شعیب،گوید:«روزی،سلطان،در بارگاه،به جلوس‌ اندر بود،و من،به خدمت وی باز ایستاده،که قضا را،مهمی عظیم، فرا پیش آمد،و آن مخدوم،مرا گفت: -ای بلال!ترا باید،که در زمان،به ستوری راوار برنشینی‌ و به نزدیک شجاع الدوله شوی،و پیام ما بازرسانی و مر او را گوئی، که هر کار فرو نهد و بی‌هیچ درنگ،به حضرت ما شتابد،که مشورتی‌ خطیر در کار است،و رأی وی،اندر آن صائب. بلال گوید:هنوز سلطان را،بقیت سخن در دهان بود،که من، چالاک از پیش وی بدر شدم،و بر استر جستم،و شتابان،به سرای شجاع-الدوله فرود آمدم و چون ورود کردم،آن بزرگمرد را،بر مسند زربفت، به خلوت اندر،نشسته یافتم و برهنه شمشیری،در کنار وی. شجاع الدوله گفت:«ای بلال!آن به،که تو فرا پیش من،به‌ بارگاه شوی و سلطان را،از عزیمت من بیا گاهانی،تا من،کار این مجادله‌ به کیفر خاطیان،یکرویه کنم و از پشت تو،باز آیم. » گفتم:«من،این نتوانم کردن که فرمان سلطان،آن است که‌ تو هر کار فرو نهی و با من،به خدمت وی شتابی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.