Skip to main content
فهرست مقالات

شعر

ناظر:

(2 صفحه - از 58 تا 59)

خلاصه ماشینی:

"فیاض لاهیجی (به تصویر صفحه مراجعه شود) مثنوی‌ها118 تازه جوانی ز سر ریشخند گفت به پیری که کمانت به چند؟ پیر بخندید و بگفت ای جوان‌ رخ تو را نیز کند چون کمان جامی رهایی خواهی از سیلاب اندوه‌ قدم بر جای بابد بود چون کوه‌ گر از هر باد چون بیدی بلرزی‌ اگر کوهی شوی کاهی نیرزی نظامی گنجه‌ای یکی پرسید از آن شوریده ایام‌ که تو چه دوست داری؟گفت:دشنام‌ هر آن چیزی دگر که می‌دهندم‌ به جز دشنام،منت می‌نهندم عطار نیشابوری دریغا که بی ما بسی روزگار بروید گل و بشکفد نو بهار بسی تیر ومرداد و اردیبهشت‌ بیاید که ما خاک باشیم و خشت عبد الرحمن جامی مرا بنده‌ای هست نامش هوی‌ دل من بر آن بنده فرمانرا تو آنی که آن بنده را بنده‌ای‌ پرستار ما را پرستنده‌ای نظامی گنجه‌ای بیخودی می‌گفت:در پیش خدای‌ کای خدا آخر دری بر من گشای‌ رابعه آنجا مگر بنشسته بود گفت:ای غافل کی این در بسته بود؟ عطار نیشابوری دو بیتی‌ها119 جهان مشت گل و دل حاصل اوست‌ همین یک قطرهء خون مشکل اوست‌ نگاه ما دو بین افتاد ورنه‌ جهان هرکسی اندر دل اوست اقبال لاهوری چه می‌پرسی میان سینه دل چیست؟ خرد چون سوز پیدا کرد،دل شد!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.