Skip to main content
فهرست مقالات

گفت و گو و گزارش: دست انجمن بسته تر شده است (یاد ماندگار)

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

(8 صفحه - از 10 تا 17)

خلاصه ماشینی:

"همچنین تعریف‌ می‌کرد که یک روز به یکی از وزرا،که‌ به بهانهء شلوغی خیابان‌ها دیر به جلسه‌ رسیده بود،گفته بود که آدم اگر با الاغ‌ لنگ هم می‌آید،باید طوری راه بیفتد که‌ سر ساعت به قرارش برسد!آقای‌ پور حسینی،که بعدها رئیس فرهنگ‌ کرمان هم شد،گاهی از شخصیت‌های‌ خارج از مدرسه هم برای سخنرانی در کلاس دعوت می‌کرد. همچنین آن زمان‌ها معروف شد که ایشان‌ روزی در دکهء روزنامه‌فروشی بوده و دختری می‌آید و می‌گوید آقا آتش دارید؟ منظورش نشریه‌ای بوده که به نام آتش‌ منتشر می‌شده و ایشان براساس این‌ اتفاق،شعری گفته بودند که دهان به‌ دهان می‌گشت: «ز آتش گیری‌ات آتش گرفتم‌ الهی دخترک،آتش بگیری!» خلاصه معلم دلچسب و توانمندی بود و گاهی در مجلهء هفت راز کرمان هم‌ مطالبی می‌نوشت. ولی‌ متأسفانه این کار هم مثل بسیاری از کارهای مشابه در حد شعار و تشریفات‌ باقی ماند و در بسیاری شهرها اصلا تشکیل نشد و بعضی جاها هم به صورت‌ نمایشی به راه افتاد و حداکثر کاری که در طول آن سال‌ها انجام شد،رسیدگی به‌ بعضی کمبودهای مالی آن مدارس بود و فعالیتی در زمینهء آگاه‌سازی خانواده‌ها صورت نگرفت. آقای جهانگرد،موفقیت انجمن را از نظر گسترش کمی و تعمیق‌ فعالیت‌های کیفی چگونه می‌بینید؟ همان انجمن ملی اولیا و مربیان،که‌ ذکرش رفت،در سال 51-1350 تحقیقی انجام داد که براساس آن معلوم‌ شد در تهران،که تعداد مدراس بیشتر است،تنها 3%از مدارس،انجمن خانه‌ و مدرسه داشته‌اند و از این 3%،7/2% از انجمن‌ها هم مربوط به مدارس ملی‌ (یا به قول امروز غیر انتفاعی)بوده‌اند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.