Skip to main content
فهرست مقالات

اسماعیل من (خاطره)

نویسنده:

(2 صفحه - از 50 تا 51)

کلید واژه های ماشینی : اسماعیل، خاطره، روستا، کربلایی، آباطی، جاده، معلم، مدرسه، خاطره اسماعیل، کلاس

خلاصه ماشینی:

"(به تصویر صفحه مراجعه شود) خاطره‌ اسماعیل من علی اکبر فریدونی-بیجار «آباطی»،روستایی در آذربایجان‌ غربی و بین شهرهای خوی و سلماس‌ است که بعد از پنج روستای نزدیک به‌ هم،ششمین روستای منطقه بود و حدود 30 تا 35 خانوار جمعیت داشت. دو سه‌ سال پیش که برای مهمانی به سلماس‌ رفته بودم،دلم خیلی هوای آباطی را کرد. دلم می‌خواست پس از سال‌های‌ سال یک‌بار دیگر به آنجا بروم و ببینم که‌ بچه‌ها چه کار می‌کنند و هرکدام به چه‌ کاری مشغول شده‌اند. تسبیحی برداشت و با شمارش‌ دانه‌های تسبیح،یکی‌یکی سرنوشت‌ بچه‌ها را برای من تعریف کرد:یکی‌ درس خوانده و به دانشگاه رفته بود. بی‌اختیار پرسیدم: «راستی از اسماعیل نگفتی؟الان چه کار می‌کند؟حتما برای خودش مردی شده، درس خوانده و... بار دوم و سوم سراغ اسماعیل را گرفتم‌ کربلایی محمد علی،در حالی که اشک‌ در چشمانش جمع شده بود،با وقار و متانت خاصی از جایش بلند شد و به طرف طاقچهء اتاق رفت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.