Skip to main content
فهرست مقالات

پیک، خیال باطل

گزارشگر:

(1 صفحه - از 12 تا 12)

خلاصه ماشینی:

"چند روزی از مهر ماه سپری شده بود که روزی آقای ناظم، پس از پایان سخنرانی،در مراسم صبحگاه گفت:«کسانی که‌ مایلند پیک بگیرند،می‌توانند فردا پول آن را بیاورند و ثبت‌نام‌ کنند. با این تصور،پول پیک‌ را با هربدبختی که بود،تهیه کردم و فردای آن روز به آقای ناظم تحویل‌ دادم. بعد از چند لحظه،آقای ناظم وارد کلاس شد و بعد از برپا و برجا دادن مبصر،خطاب به بچه‌ها گفت:«خب‌ بچه‌ها!پیک‌ها امروز آماده‌ی تحویل است. با این فکر،مرتب آب دهانم را قورت می‌دادم؛طوری‌ که دیگر نمی‌توانستم صبر کنم و فاصله‌ی رفتن و برگشتن آقای‌ ناظم برایم به اندازی یک عمر گذشت. من دیگر نتوانستم صبر کنم و به آقای ناظم گفتم: «آقا اجازه!پس پیک‌ها را کی می‌آورین؟!»آقای ناظم که انگار از این حرف من یکه خورده بود،با قیافه‌ای عبوس و خشمگین‌ گفت:«مگه کوری بچه؟پس اینا چیه که زیر بغلمه؟!» بله،تازه فهمیدم که منظور پیک،همان مجلات‌ کمک آموزشی بوده."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.