Skip to main content
فهرست مقالات

اومانیسم (آشنایی با مکتب های سیاسی)

(4 صفحه - از 24 تا 27)

کلید واژه های ماشینی : اومانیسم ،اخلاق ،سیاسی ،انسان ،غربی ،خدا ،رنسانس ،دین ،اصالت ،محور ،نظریه ،فلسفه ،اومانیسم در عالم اخلاق ،اومانیسم در عالم سیاست ،ایران ،اخلاق انسانی ،اخلاق علمی ،اجتماعی ،حکومت ،آتش ،فرهنگ یونانی ،فلسفه سیاسی غرب ،انسان رقیب‌وار در مقابل خدا ،نهضت‌های اجتماعی و سیاسی ،معیارهای ،فرهنگ غربی ،ارزش ،اومانیسم و رنسانس ،اومانیست‌های ،اصالت انسان

خلاصه ماشینی:

"لذا بعد از آن ملاحظه می‌شود که انسان‌شناسی کشورهای غربی، اومانیسم نوعی انسان محوری است،در مقابل نظریه دینی که مبتنی بر خدامحوری یا خدامرکزی است. (به تصویر صفحه مراجعه شود) اومانیسم در عالم اخلاق با این‌چنین نگرشی بود که اومانیسم در اخلاق(که در فرهنگ‌ الهی مبتنی بر فرمان سرچشمهء ارزش آفرین یعنی خداوند است)، «وجدان»آدمی را محور و سرچشمهء همهء ارزشها قرار داد و نظام‌ ارزشی غرب براساس این عامل متزلزل بنیانگذاری شد و در پی آن‌ «اخلاق علمی»یا در مرحلهء وجود گذارد. بدین ترتیب،به دنبال تحولات شگرفی که در جهان غرب واقع‌ شد،دین الهی جای خود را به مذهب نوین«انسان بریده از آسمان»، یعنی مذهب«انسان پرستی»داد،از آن پس،تقریبا تمامی مکتب‌های‌ فلسفی و سیاسی و اجتماعی که پا در عرصهء وجود گذارد،همگی در اساس خود مبتنی بر اومانیسم بودند. گرچه این مکاتب در مقام عمل اختلافات فاحشی باهم داشتند و حتی نظریات سیاسی و اجتماعی آنها گاه به کلی متناقض بود،لیکن‌ همگی در یک اصل اشتراک داشتند و آن عبارت بود از:سپردن انسان‌ به دست انسان،و سپس رجزخوانی دربارهء عظمت‌ها و جلالت‌های این‌ انسان بریده از همه چیز،حتی از خالق و مبدأ هستی خویش. توسط این خودفروختگان بود که اومانیسم یا به قول آنها«آدمیت»با انواع شگردها در فرهنگ اسلامی ایران تزریق گردید،تا«به جای‌ خیالات باطله‌ای!که حریت طبیعی و روحانی را از مردم سلب کرده و آنها را به دام!اهل دیانت گرفتار کرده،عقل بشر حاکم مطلق شود»و یکسره بر تمام معتقدات دینی و الهی پشت پا زده شود،تا زمینهء فرهنگی‌ برای استیلای همه جانبهء استعمار خارجی فراهم آید و اسلام به عنوان‌ بزرگترین مانع از پیش برداشته شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.