Skip to main content
فهرست مقالات

داستان (تلخ و شیرین)

نویسنده:

(4 صفحه - از 24 تا 27)

کلید واژه های ماشینی : معلم، کلاس، جریمه، درد، معلم ریاضیات، انشاء، سر کلاس ریاضیات، فکر، آقا معلم، تنبلی

خلاصه ماشینی:

"الغرض،این بدشانسی مرتب تکرار می‌شد،تا آنجا که اگر مثلا هفته‌ای شش‌ جلسه ریاضیات داشتیم،سهمیهء بنده برای‌ گرفتن صفر و جریمه،زیادتر می‌شد و به‌ هشت دفعه ارتقاء پیدا می‌کرد!دلیلش هم‌ خیلی روشن بود:بعضی از روزها جناب‌ «غول حساب»که می‌دید چه راحت خاک‌ می‌شوم،اشتهایش بیشتر می‌شد و دو سه‌ بار«هل من مبارز»می‌طلبید و هر دفعه هم‌ پیروزی با او بود! اصلا نمی‌دانم چرا بیشتر وقتها قرعه‌ فال،به نام من بیچاره می‌افتاد و«آقای‌ حساب»این قدر به وضع اسفناکم‌ حساسیت داشت؟تا آنجا که وقتی با آن‌ کبکبه و دبدبه به کلاس می‌آمد،همهء بچه‌ها بر می‌گشتند و به من نگاه می‌کردند و مرا با یاد نیشگونهایی می‌انداختند که مادرم‌ روزی چند بار از من می‌گرفت و جیغم را در می‌آورد. از طرفی مگر یک آدم به سن‌ و سال من،چقدر تحمل دارد؟و چقدر می‌تواند اذیت و آزار بکشد و دم بر نیاورد؟ بله،من می‌خواهم امروز همه‌چیز را برایتان بگویم و آن‌وقت از شما بپرسم که‌ تقصیر من چیست و چرا باید این قدر در حق من ظلم شود؟ معلم ریاضیات فقط بلد است که مرتب‌ مرا جریمه کند و هر روز برایم صفر بگذارد و جلوی بچه‌ها آبرویم را ببرد. اصلا اگر معلم ریاضیات از وضع من‌ خبر داشت،مرا از تمرین حساب معاف‌ می‌کرد،چون به اندازهء کافی در خانه به‌ حسابم می‌رسند و من باید جواب دهشاهی، دهشاهی،چیزهایی را که خریده‌ام بدهم. آقا معلم از درد دیگر من خبر ندارد و آن این است که اگر هم بخواهم همهء جریمه‌های او را بنویسم،هم مدادم تمام‌ می‌شود و هم دفترم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.