Skip to main content
فهرست مقالات

لابلای متون

(1 صفحه - از 45 تا 45)

خلاصه ماشینی:

"دست آخر گفت:«آیا از این همه پرگویی من‌ تعجب نمی‌کنید؟» ارسطو گفت:نه. تعجب از خودم‌ است که چرا با وجود داشتن دو پا فرار نمی‌کنم!» بهلول و وزیر روزی وزیر از راه مزاح به بهلول‌ خطاب کرده و گفت: -خوش و مبارکباد،خلیفه حکومت‌ گرگها و خوک‌ها را به تو واگذار کرده است. -بهلول بی‌فاصله جواب داد: -چون حکومت مرا فهمیده و تصدیق نمودی،پس ازین مراقب خود باش که از اطاعت و فرمانبرداری من‌ بیرون نروی. گفت:بابا!مگر به خانهء ما می- برندش؟ ظرف و مظروف نوشته‌اند:یکی از علما بخل‌ داشت که به شخصی تعلیم نماید. به او گفتند البته تو هم خواهی مرد،چرا از علم خود،او را بهره‌ئی نمی‌رسانی؟ جواب داد: -خوبست که من علم خود به قبر ببرم،ولی در ظرف بدی باقی نگذارم. زن و درویش زن درویشی به خانه همسایه‌اش‌ که مصیبتی بر او وارد شده بود،می- رفت،درویش او را گفت:کجا می- روی؟ گفت:جهت تعزیت بخانهء همسایه. چه سازم؟ درویش گفت:پس مصیبت در خانهء ما است،تو بخانهء همسایه می‌روی؟"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.