Skip to main content
فهرست مقالات

علاج درد (خاطره)

نویسنده:

(3 صفحه - از 26 تا 28)

کلید واژه های ماشینی : انشاء، کلاس، جنگ، قاسمی‌نژاد، موضوع انشاء، علاج درد، انسان، انشاء جنگی پشت انشاء، بچه‌های خوب کلاس، موضوع

خلاصه ماشینی:

"اصلا انگار نه انگار که من‌ معلم انشایشان بودم و به دلائلی‌ نمی‌خواستم این‌قدر راجع به جنگ‌ چیز بنویسند!یکی هم پیدا نمی‌شد به‌ آنها بگوید«آخر نیم‌وجبی‌های الف‌ بچه!شما را به چه به انشاهای این‌ چنینی» نصیحت‌پردازیهای خودم هم که‌ شش دانگ بی‌فایده بود. به‌ چشمهای معصومشان نگاه کردم‌ و گفتم:«خوب بچه‌ها!موضوع انشاء چی بود؟» این را نه از آن‌جهت پرسیدم که‌ همه‌چیز فراموشم شده باشد. حالا باید کسی را که‌ می‌دانستم جسورتر از آن است که به‌ این زودیها دم به تله بدهد،برای‌ خواندن انشاء انتخاب می‌کردم، احتیاج به فکر کردن نبود،قاسمی‌نژاد را خیلی خوب شناخته بودم. یعنی ممکن بود به‌ گفته‌های من عمل کرده باشد؟حسی‌ ناشناخته به من می‌گفت که به او اطمینان نکنم!نگاهی به چشمان‌ بزرگ میشی‌اش انداختم و گفتم: -مگر دفتر انشاء نداری که توی‌ ورق نوشتی؟ همان‌طور که مردد ایستاده بود، گردنش را کم خم کرد و مثل بچه‌ گنجشک سرمازده‌ای،آرام به حرف‌ آمد: -اجازه..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.