Skip to main content
فهرست مقالات

خاطره: پشیمانی

نویسنده:

(1 صفحه - از 27 تا 27)

کلید واژه های ماشینی : خاطره، تدریس، پشیمانی، عذرخواهی، دبستان مشغول تدریس، فارسی، ماه از سال تحصیلی، تدریس در مدرسه راهنمایی، ترکی، ظهر دومین روز

خلاصه ماشینی:

"تقریبا 3 ماه از سال‌ تحصیلی گذشته بود که ابلاغ جدید مرا برای تدریس در مدرسه راهنمایی در یک‌ روستای بزرگتر صادر کردند. بعد از ظهر دومین روز تدریس در آن مدرسه بود که‌ برای اولین بار،وارد یکی از کلاسها شدم‌ و طبق عادت همیشگی،کلاس را با good afternoon class آغازط کردم! دانش‌آموزان همچنان ایستاده بودند و منتظر بودند با اجازهء من بنشینند که ناگاه‌ متوجه دانش‌آموزی شدم که بر خلاف همه‌جایش بلند شد و با لهجه‌ای مخلوط با ترکی و فارسی گفت:«آقا اجازه... عرق سردی بر پیشانیم نشست،به خودم‌ نهیب زدم:«ای دل غافل!به این گوشهای‌ منتظر و این نگاههای مستقیم چه بگویم؟ و پاسخ آن دل شکسته را چطور بدهم؟» بهتر دیدم که صادقانه از او و همکلاسیهایش عذرخواهی کنم. از او عذرخواهی کردم ولی‌ در جواب چیزی شنیدم که بیشتر ناراحتم‌ کرد. علت این خطا،شاید این بود که من‌ در هیچ کتابی و یا هیچ کلاسی نظیر آن‌ را ندیده و نخوانده بودم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.