Skip to main content
فهرست مقالات

خاطره: یک قدم با واقعیت

گزارشگر:

(3 صفحه - از 26 تا 28)

کلید واژه های ماشینی : انشایش، انشاء، لطفی، امتحان، داستان، نگاه، ورقه‌های بچه‌ها نگاه، جواب، کتاب، نمره، سر کلاس انشاء، خوب، فکر، بچه‌ها داشتند جواب، انشاء بعد از امتحان، امتحان شیمی، شروع، سر کلاس، امتحان ثلث اول، انشاء لطفی، شاگردان بنام لطفی، جواب بچه‌ها، متوجه، سر امتحان، بچه‌ها علاقهء زیادی به داستان، بهت‌زده‌اش نگاه، کن ورقه‌ات، نفری جواب، سر انگشتان دستش، روز پیش به بچه‌ها

خلاصه ماشینی: "برای هر کدام از ما جایی مشخص شده بود که‌ باید می‌ایستادیم و بچه‌ها را نگاه‌ می‌کردیم. فکر اینکه فردا بروم و بگویم این انشاء کپی است و در جواب‌ بچه‌ها نتوانم ثابت کنم،کلافه‌ام کرده‌ بود. این بار به هیچکس‌ نمره نداده بودم و فقط با کلمات عالی، خوب،متوسط و ضعیف هر انشاء مشخص شده بود. گفت: -خانم،ترو خدا ما رو ببخشین چیزی نگفتم،ادامه داد: -من تا حالا بیشتر از سه بار این‌ انشاء رو نوشته بودم. گفتم: -من بارها نگفته بودم،اگه به خط خودتون بنویسین بهتر از اینه که یه انشاء کامل بیارین اما خودتون ننوشته باشین؟ در حالیکه سر انگشتان دستش را می‌گزید،گفت: -خانم اشتباه کردم،بخدا قول‌ میدهم ازین به بعد خودم بنویسم. بعد از این ماجرا،انشایش کمی‌ ضعیف شده بود!ابتدا بچه‌ها تعجب‌ می‌کردند،حتی یکروز،یکی از دوستانش،پیش من آمد و با نگرانی‌ پرسید: -خانم چرا لطفی مثل گذشته‌ نمیتونه بنویسه؟ من جواب صریحی به او ندادم و فقط گفتم که شاید بخاطر مشکلات‌ درسی یا خانوادگیش باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.