Skip to main content
فهرست مقالات

حالا می بینیم کو کلاغ پر گرفتس

گزارشگر:

(12 صفحه - از 19 تا 30)

خلاصه ماشینی:

"ما گفتیم مدرس یعنی لیدر اقلیت‌ توفیق یافته بود که بسیاری از دوستان خود را کاندید کنند اما نشد که همه کاندیدهای خود را بآرزو برساند و نشد که هرکس را انتخاب کرده بود مردم هم همانها را انتخاب‌ کنند و چنانچه گفتیم درباره سید احمد بهبهانی شکست یافت زیرا مردم آن‌ سرزمین نام مرا نوشتند و چون مدرس خبر یافت خیره گردید و برافروخت و یک‌ دانه از مهره‌های تسبیح خود را بنام مخالفت‌ با من فرو افکند تا پیشتاز کارت کبود او باشد که در مجلس خواهد داد. یک تسبیح گلی داشت که با دانه‌های آن مخالفین خود را شماره میکرد یعنی کسانی را می‌شمرد که میخواست با اعتبارنامه آنها در مجلس مخالفت کند و گاه می‌شد که شماره آنها از شیخک‌ تسبیح‌6او تجاوز می‌کرد،وای بحال‌ آنکه درین دائره می‌افتاد،چو،اگر می‌شد مگسی از چنک عنکبوت‌ نجات بیابد وکیلی هم که مدرس‌ با او مخالف بود می‌شد اعتبار نامه‌اش رد نشود و در مجلس بماند زیرا صدها مانع بگردش تنیده می‌شد و اعتبارنامه‌اش در چنگ مدرس و یارانش‌ چماله می‌گردید و از بها و رونق می‌افتاد، او هرگز از رأی خود برنمیگشت‌ مستبد بمعنای حقیقی بود،او وقتی که‌ می‌گفت اسمش را با تسبیح انداخته‌ام‌ معنایش این بود که باید با اعتبارنامه او مخالفت بکنم اگرچه بر سر این کار قتل عام‌ بشود هرکه بود بقتلش میان می‌بست و باک‌ نداشت،او صدها مارخورده بود تا چنین‌ اژدهائی شده بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.