Skip to main content
فهرست مقالات

سواد یک شبنامه - ناله جانگداز وطن

(3 صفحه - از 54 تا 56)

کلید واژه های ماشینی : وطن، شاه ستار خان، ناله جانگداز وطن، امر شاه ستار خان، آذربایجان، ناله‌های جانسوز مظلومین آذربایجان، حضرت شاه ستار خان، مظلومین، اطفال، وطن عزیز

خلاصه ماشینی:

"چشمم افتاد به نعش‌ های جوانان و اطفال دو و پنجساله که بدن‌ آن‌ها از ضرب گلوله سوراخ‌سوراخ شده‌ و هریک یک قرآن کوچک در بغل و یک‌ بیرق سبز در دستشان غرقه بخون بروی‌ زمین افتاده‌اند،مادرهای این شهدای معصوم‌ از طرف دیگر بروی زمین در خون میغلطند که یکدفعه چشمم افتاد به یک نعش زنی که‌ بروی خاک افتاده،نعش طفل شش ماهه‌اش‌ را در آغوش کشیده،پیش رفتم دیدم گلوله‌ بموضع قلب طفل معصوم خورده که از پشت‌ مادرش دررفته است،که ناگهان زانوهایم‌ بلرزه درآمد و غش کرده افتادم،بعد از چند ساعت خودم را در یک خانه دیدم که‌ برحسب امر شاه ستار خان چند نفر مشغول‌ پرستاریم هستند،خواهشمندم محض بیدار کردن و به غیرت درآوردن برادران وطن، این روضهء جگرگداز را در هر محضر و محفل قرائت نمایید،و بر آن شهیدان‌ معصوم مظلوم گریه و زاری کنید یا پیش خود بگویید که قصهء آذربایجان بازیچه است، و بنایش پایه محکمی ندارد،یا عن قریب‌ است مغلوب خواهد شد،پس ما چرا شورش‌ کنیم و خون خودمان را بهدر بریزیم، عین خطاست،ابدا این خیال را بقلبتان‌ خطور ندهید؛زیرا که بدانید و آگاه باشید این بنده نگارنده محل وثوق یکی از رجال‌ مملکتم،و هر روز علی الاستمرار اخبار صحیحه‌ و معتبر بما می‌رسد،خوب گوش دهید تا از حقایق امور شماها را مطلع سازم،برحسب‌ اخبار تلگرافی که از داخله و خارجه در همین‌ هفته بما رسیده،حضرت شاه ستار خان با کمال استقامت مزاج مشغول فتح و ظفرند ارومیه و سلماس و خوی را متصرف شد، یعنی اهالی شهر خوی خودبخود تسلیم شدند، و پانصد نفر هم مسلح بآنجا فرستاده مبلغ‌ یکصد و پنجاه هزار تومان مالیات هم از املاک‌ ملاکین تبریز که در طهران هستند برای‌ صرف مخارج قشونی ملت و تهیه اسلحه حواله‌ کرده و گرفته است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.