Skip to main content
فهرست مقالات

داستان استاد و میکروفن

نویسنده:

(3 صفحه - از 30 تا 32)

خلاصه ماشینی:

"ثالثا دیدم این حمایت من از جامعهء میکروفن‌های توسری خوربهانه‌ یا باصطلاح گزک بدست آنعده از کسانی‌ میدهد که در انتظار فرصتی نشسته‌اند تا خودشانرا بجناب استاد بشناسانند و از روی خودشیرینی و گرفتن نمرات‌ بهتر هم که شده تا من حقیر دهان باز کنم‌ و بگویم چرا،از کلاس بیرونم انداخته‌ اند این بود که ساکت شدم و بخودم گفتم‌ «آخر بچه بتوچه مربوطست که وارد معقولات بشوی»ولی بالاخره در یکی‌ از همین بکوب بکوبها میکروفن بینوا طاقت از دست داد و دیگر صدایش در نیامد و جناب استاد و چند تا از بچه‌های بخش دانشگاهی کلاس،که شاید در تمام عمرشان اولین‌ بار بود که به میکروفن دست میزدند، از آندسته آدمهائی که تا چیزی خراب‌ میشود بدون کمترین اطلاعی فوری‌ میدوند جلو که درستش کنند اما هیچ‌ گاه درصدد درست کردن خودشان برنمی‌ آیند،هرچه خواستند که جناب‌ میکروفن را از خر شیطان پائین بیاورند نشد که نشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.