Skip to main content
فهرست مقالات

سپهسالار (خاطره ای به نثر کهن)

نویسنده:

(3 صفحه - از 16 تا 18)

کلید واژه های ماشینی : خاطره‌ای به نثر کهن، فریدون توللی، تیمور، سپه‌سالار، تیغ، هدایت، سخنوران، نثر کهن سپهسالار، چامه، تهمت

خلاصه ماشینی:

"دست من بگرفت و بیفشرد و لطف‌ها کرد و پس آنگاه،تلفن‌ فراپیش نهاد و منزلگه بختیار،به گردش سرانگشت بگرفت و چون مکالمه‌ در پیوست،مر او را گفت: -اگر آن(فریدون)که دست از وی نداری و جاسوسان،به یافتن وی‌ گماری،بر تو آشکار افتد،آن رفتار که با وی کنی،بر کدامین منوال‌ تواند بود؟! هدایت،فرمود: -طیبت مپندار،که تابانگ از کشته برنخیزد و بخشوده،بر بخشاینده‌ نستیزد،شاعران را،به تهمت هر گنه که فروگیرند،کشتنی باید و بخشودنی! تیمور گفت: -اگر از آن طایفه باشد،چه تواند بود!؟ هدایت فرمود: -این تواند بود،که از فرصت و فراغ زندان،بهره‌ها گیرد و طبع، موزون کند و چونان«مسعود سعد»،در مذمت دیوان،و ملامت خدیوان، چامه‌ها سازد و نکته‌ها پردازد،که تا جهان جهان است،به یادگار فروماند؛ و کس آن آثار،از صحیفهء روزگار،ستردن نتواند! تیمور گفت: -از مشتاقی تتو،بر مداومت این مقال،چنین پندارم که(فریدون) هم اینک،به کاشانه،با تو مصحوب است و رهائی وی،بر تو مطلوب! تیمور گفت: -پس،به برکت آن دلائل متقن،که برشمردی،از من بدون بگو، که ازین پس،به شرف سخنوری،آزاد است و ورق تهمت وی بر باد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.