Skip to main content
فهرست مقالات

قصه ماهی دودی (شمه ای از خاطرات دوران کودکی)

نویسنده:

(20 صفحه - از 33 تا 52)

کلید واژه های ماشینی : ماهی، سالنامه، تبریز، مدیر، مادربزرگ، قصه ماهی‌دودی، دایه، خانواده، شهر، خط

خلاصه ماشینی:

"فردای که آن روز بازار دیدوبازدید گرم بود فاطمه از همدستی و همداستانی من و خواهرانم با دایه خانم پتیاره و شهربانوی بداندیش رنجشی بدل گرفته و با ما سرگردان بود اما چون از طرفی عنایت و لطف خاص مادرم در حق او با عیدی بیشتری توأم شد و از طرف دیگر خودش هم بفراست‌ دریافت که سکوت و سردی و قهرچند ساعته او ما را بسیار ملول و شرمسار و پشیمان کرده است بزودی‌ با کمال بزرگواری عذرهای کودکانه ما را پذیرفت همینکه آثار عفو و آشتی در و جناتش ظاهر شد دریافتیم که لطف و کرم او-با آنکه کربلائی دایه همیشه میگفت فاطمه کینه شتری دارد-راضی نیست‌ که من و خواهرم بخشایش او را ببهای گریه و ناله و عجز و التماس خریداری کنیم و بیش از چند ساعت‌ از شنیدن قصه‌های شیرین و از نوازشهای دلنشین او محروم بمانیم-بعدها هم هنگامی که‌ فاطمه با لبخندهای معصومانه‌ای از آن پیشآمد و از آن بندوبست ما با دو خدمتکار حقه‌باز یاد میکرد و شرح میداد چگونه در آن شب از دست و دهن خود بوی ماهی و از شکم خالی‌ خود فریاد گرسنگی می‌شنید و مانند گرگ دهن آلودهء داستان یوسف متحیرانه بار تهمت‌ ناروائی را میکشید،قدر و منزلت عفو خطا پوشش در نظر ما چند برابر میشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.