Skip to main content
فهرست مقالات

داستان ما با داور

گزارشگر:

(6 صفحه - از 56 تا 61)

کلید واژه های ماشینی : داور، مدرس، مجلس، حزب رادیکال، حزب رادیکال نماینده مجلس، فراکسیون رادیکال، فراکسیون حزب رادیکال، داور و حزب رادیکال، فرهنگ، مجلس هم فراکسیون حزب

خلاصه ماشینی:

"این‌جا مرکز حزب رادیکال بود و درین پهنه هفته‌ئی‌ چهار روز دیدوبازدید افراد حزبی صورت‌ میگرفت و داور با یارانش که زبانی گویا داشتند انجمن را با منطقی گرم مشغول‌ میداشتند و این گرمی همچنان دوام یافت تا زمانی در رسید که باید انتخاب نمایندگان‌ صورت بگیرد و دوره ششم مجلس آغاز شود و داور در سایه حزب رادیکال نماینده‌ مجلس شد میگفتند سیاستی که با گروه‌ پاکدلان مخالف بود وکیل شدن داور را تسهیل کرد اگر آنچه میگفتند راست نبود و تسهیل نکرد باید شما بدانید که آن سیاست‌ ممانعتی هم نکرد و داور ازلار انتخاب شد در مجلس هم فراکسیون حزب رادیکال را فراهم کرد یعنی جمعی که در خارج مجلس‌ هر یک عضو رادیکال بودند با معدودی دیگر که اعضاء حزب نبودند همراه شدند و فراکسیونی را تشکیل دادند که لیدرش‌ داور بود و شاید یاران او از بهترین افراد وکلا و روشن‌ترین نمایندگان مجلس ششم‌ شناخته شده بودند و فکر جوان داشتند با نیروی کار و بگفته خود داور هر یکی برای‌ آشوب و انقلاب کشوری یا ساختن بنای برتری‌ کافی بودند... گروه سوم جمع منفردین بودند یعنی افرادی که بهیچ دسته‌ئی و حزبی منتسب‌ نبودند و اختیارشان با خودشان بود چون‌ مؤتمن الملک و میرزا علی حق‌نویس و تقی‌زاده‌ و دکتر مصدق یا جمعی دیگر که هیچ کس را با لیدری نمی‌شناختند و نویسنده این سطور نیز از منفردین بودم زیرا در نمایندگی‌ خود همراهی هیچ کس را مدیون نبودم‌ مگر آنکه مخالفت مرحوم مدرس با اعتبار نامه من موجب گردید که حزب رادیکال‌ نیز این معنا را تبلیغ کند که اگر من منفرد بمانم آنها نیز بمن رأی نخواهند داد و اگر با آنها همراه بشوم همه آنها مدافع من‌ خواهند بودن و اگر مدرس درین باره به‌ سختی گراید داور خود بدفاع ایستادگی‌ خواهد داشت و درین خصوص آنقدر گفتند و دوستانم را وسیله ساختند تا من پذیرفتم‌ که چندی با فراکسیون رادیکال همراه‌ باشم و اعتبار نامه‌ام که گذشت بحال انفراد بازگردم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.