Skip to main content
فهرست مقالات

از خاطرات کودکی مادر مرده

گزارشگر:

(6 صفحه - از 52 تا 57)

کلید واژه های ماشینی : خاطرات کودکی مادر، مدرسه، بخاری، نیمکت، گردن، دبستان ملی حکمت تبریز درس، دبستان حکمت تبریز، کودکی مادر‌مرده، قهر، روز زمستان از مدرسه بخانه

خلاصه ماشینی: "در کلاسهای درس اغلب پنجره‌ها که‌ از چوب سفید کج و معوج ساخته شده بودند شیشه نداشتند و در زمستانها برای جلوگیری‌ از سرمای سوزان تبریز بجای شیشه‌های‌ شکسته کاغذ کاهی نازکی با مقداری سریشم‌ بآنها می‌چسباندند که آنها را هم بچه‌ها فورا سوراخ می‌کردند و با این ترتیب به‌ محض باز شدن در اطاق طوفانی از باد سرد در سراسر کلاس می‌پیچید. خواهر بزرگم با تعصب و شوخی‌ می‌گفت مگر این شال‌گردن ترا روزها در مدرسه موش‌ها می‌جوند!روزی که در کلاس‌ سرم را بطرف نیمکت عقبی برگردانده‌ بودم دیدم رضا گنجه‌ای که پشت سر من‌ می‌نشست مرتبا و آهسته گاهی با دست و گاهی به کمک قیچی قلمدان،نخ‌های رنگی شال‌گردن مرا می‌کند و می‌برد و آنها را با آب دهن خیس می‌کند. با دست مجروح و خون‌ آلود و خالی بخانه رفتم مادرم که زخم دستم‌ بقیه در صفحه 66 ما از خیر محفوظاتی که استاد از خارج القا کرده می‌گذریم و خواهش داریم پیش از بیان هرمطلبی متن را باز کنید و نخست‌ عین عبارات کتاب را بخوانید و شرح دهید سپس به ذکر حواشی خارج از متن بویژه‌ آنهایی که در فهمیدن متن تأثیر دارند بپردازید دوست ما با قدری به اصطلاح نک‌ و نک پذیرفت و هنگامی که مطول را باز کرد و به خواندن صفحه‌هایی که خوانده‌ بودیم پرداخت یکباره به جایی رسید که‌ مطلب پیچیده بود و عبارت کتاب مغلق‌ ضمایر پی در پی‌آمده بود و معلوم نبود مرجع‌ هریک کدام است ما مدر موقع تدریس استاد وقتی به چنین عباراتی می‌رسیدیم زیر ضمیر و مرجع آن شماره می‌گذاشتیم تا بسهولت‌ بتوانیم به درک صحیح عبارات نائل آئیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.