Skip to main content
فهرست مقالات

خاطره ای از نهم اسفند 1330

گزارشگر:

(12 صفحه - از 78 تا 89)

کلید واژه های ماشینی : بهبهانی، قوام، شاه، خبر، صبح، رئیس دولت، اکبر، دربار، منزل محمد خان اکبر ساعت، منزل رئیس دولت

خلاصه ماشینی:

"باری به همه این افراد تلفن کردم و می‌گفتم آقای قوام گفته‌اند که صبح لازم‌ است منزل بهبهانی بروید پاسخ هم اطاعت میشود بود و پیدا بود که همه نسبت به آقای قوام‌ احترام خاصی دارند تا 2 بعد از نصف شب بنده تلفنها را کردم کم کم آقای قوام هم تقریبا با امیدواری نسبی به پیشرفت کار بخواب رفت بنده هم رفتم شمیران در منزلم ساعت 6 صبح‌ بیرون آمدم رفتم منزل آقای مشایخی با ایشان رفتیم بازار خدمت آیت الله بهبهانی در حدود ساعت یکربع به هفت بود که وارد منزل شدیم در آنموقع تقریبا دویست نفری آمده‌ بودند و منتظر بودند آیت الله را ملاقات نمایند آقای جعفر بهبهانی مشغول پذیرائی بودند از ایشان سئوال کردم آقا چه دستوری میدهند گفتند آقا را نتوانستیم قانع کنیم که این مطلب‌ صحت دارد میگویند خیلی بعید بنظر میرسد از ایشان خواستم در اطاقی که نشسته اند بنده‌ را خدمتشان ببرند همینطور شد بنده در کنار آقا نشستم عرض کردم چنین جریانی است فرصت زیادی‌ برای مطالعه و استخاره نیست خوب است اقدامات جدی بفرمائید و جمعیتی که بنده خبر کرده‌ام تعدادشان خیلی بیش از اینهاست استدعا میکنم تردید نکنید گفتند صلاح میدانی‌ با آقای علاء تماس بگیرم گفتم ضرر ندارد با تلفن نمره دفتر علاء را گرفتند گوشی را خود آقای علاء برداشت گفتند: آقای علاء عده فوق العاده کثیری از قبل از آفتاب آمده‌اند درب منزل و تقاضا دارند شاه از مسافرت منصرف شود من گفته‌ام که این مطلب صحت ندارد ولی باور نمیکنند قضیه چیست؟آقای علاء گفتند اعلیحضرت برای سه هفته جهت استراحت تشریف میبرند اروپا و ان شاء الله بسلامتی مراجعت میفرمایند هیچ‌گونه مورد نگرانی نیست آیت الله با حالت تعجب گفتند پس راست است خواهش میکنم تلفنا تماس من را با اعلیحضرت برقرار کنید من عرائضی دارم آقای علاء فرمودند امروز این کار بهیچوجه مقدور نیست باز هم‌ آیت الله التماس کرد مورد قبول واقع نشد از همانجا بنده نسبت بآقای علاء که از این مختصر کمک مضایقه کردند کینه در دل گرفتن آمدم بیرون جریان را به آقای جعفر بهبهانی گفتم آقای جعفر رفتند با پدرشان مذاکره کردند و آمدند بیرون برای مردم شروع بسخنرانی کردند خوب‌ بخاطر دارم در بین صحبت آقای جعفر بهبهانی با حال گریه بعنوان اینکه ممکن است بی- سرپرست بشویم و همه ما در خطر اغتشاش و خونریزی قرار گیریم مطلب را بیان می‌کردند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.