Skip to main content
فهرست مقالات

داستان: گذرگاه آتش

نویسنده:

(5 صفحه - از 12 تا 16)

کلید واژه های ماشینی : تانک، زرهی، سرهنگ جابر، شبح، فرار، ستوان، عملیات بزرگ، صدای قهقههء سرهنگ جابر، خورشید، اردوگاه

خلاصه ماشینی:

"»در همین‌ اثنا دستم را بلند کردم و گفتم:«قربان عذر میخوام،از استعداد رزمی نیروهای ایرانی‌ چه اطلاعاتی داریم؟»سرهنگ جابر اخمهایش درهم رفت و جواب داد: «استعداد رزمی نیروهای ایرانی در این‌ طرف رودخانه بسیار ناچیز و قابل انهدام‌ است،به همین منظور در بند سوم این طرح‌ عملیاتی پیش‌بینی‌های لازم به عمل آمده که‌ اگر شما کمی طاقت داشته باشید،بیان‌ خواهد شد». یگانهای‌ کماندویی و پیاده وارد عمل شده و درگیری‌ سختی با نیروهای ایرانی به وجود آمده بود، سنگرهای کمین و خاکریزهای ایرانیان، یکی پس از دیگری به تسخیر ما در می‌آمد، دود و آتش و انفجار سرتاسر دشت مقابل‌ کرخه را فرا گرفته و انفجار انبارهای مهمات‌ طرفین درگیر،ابر سیاهرنگی بر آسمان منطقه‌ گسترده بود. ادامه داد:«خداوند سبحان در قرآن کریم وعده کرده است که اگر شما مومن و صالح باشید ما همه‌چیز را به تسخیر شما در خواهیم آورد حتی زمین و آسمان و ماه‌ و خورشید را «و سخر لکم ما فی السموات‌ و ما فی الأرض» سؤال کردم:«چگونه شما با سلاحهای‌ معمولی عظیم‌ترین ادوات را منهدم می‌کنید و کمتر نیرتان به خطا می‌رود؟من از دور بارها و بارها شاهد بوده‌ام که موشک‌ آرپی‌جی شما کمتر به خطا رفته است، در حالیکه رزمندگان شما خیلی جوانند، اینهمه مهارت در چه مدت بدست آمده‌ است؟»دوباره همان لبخند مهربان روی‌ لبهای پیرمرد نشست و دستی به ریش خود کشید و جواب داد: «و ما رمیت اذا رمیت‌ ولکن الله رمی» خداوند کریم فرشتگانش‌ را مأمور هدایت تیرهای ما قرار داده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.