Skip to main content
فهرست مقالات

زهرا گمشده ای در بین گمشده ها (واحد مشاوره تربیتی)

(3 صفحه - از 80 تا 82)

کلید واژه های ماشینی : دختر، زن، فرار، دزدی، چادر، قبول، رفتار، زهرا بیا کاری، کار، احساس

خلاصه ماشینی:

"او گفت نه من به‌ آنها اذیت نمی‌کنم آنها بمن فحش می‌دهند، من را کتک می‌زنند،آنها کاری کرده‌اند که‌ من در مدرسه احساس شرمندگی و بدبختی‌ بکنم و مرا به عنوان یک گدا در مدرسه‌ معرفی کرده‌اند و از همه بدتر معلمین در جلوی دیگران در مورد مسائل من صحبت‌ می‌کنند و می‌گویند که این بچه سرراهی‌ است و اگر لباس و کفش و چادری بخواهند به من بدهند مادر من هم مانند گداها می‌آید اینها را می‌گیرد و من همیشه سربزیر هستم. دیدم زهرا واقعیت امر را گفته بود وقتی که وارد خانه شدم زهرا دستش را در دهانش کرده بود و به گوشه‌ای‌ خزیده بود و بدون آنکه سلامی بکند گفت‌ می‌خواهید مرا ببرید،می‌خواهید من را به‌ زندان ببرید؟احساس کردم که مادرش‌ چیزی را مطرح کرده که او اینگونه استنباط کرده و من به او گفتم نه،من آمده‌ام که‌ کارهای هنری تو را ببینم،وقتی این را شنید تا حدودی احساس آرامش کرد و دستهایش‌ را از دهانش درآورد. هرگاه مادر او بعد از مدتی می‌آمد و می‌گفت:خانم اگر شما اقدامی نکنید من‌ خودم اقدام می‌کنم و من می‌گفتم خانم‌ واقعا زهرا عوض شده،اما او این مسائل را قبول نمی‌کرد و حتی به گفته همسایه‌ها زهرا را به اتاق تنهایی فرستاد و پسر برادرش را به‌ آنجا فرستاد تا شاید آن پسر به دختر علاقه‌مند بشود و او را بگیرد که این بچه از پنجره فرار می‌کند و حاضر نمی‌شود که‌ صحبت کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.