Skip to main content
فهرست مقالات

مصاحبه با برادر مدرس گرجی (یکی از معلمین نمونه استان کردستان)

مصاحبه شونده:

(2 صفحه - از 40 تا 41)

خلاصه ماشینی:

"اندکی پیش تو گفتم غم دل،ترسیدم‌ که دل آزرده شوی،ورنه سخن بسیار است آری،برخوردهای افراد ناباب و گاهی‌ باب جامعه با معلم را چطور می‌توان فراموش‌ کرد؟ سخن به درازا کشید و آرزوها و گله‌ها به‌ هم گره خوردند،مرا ملامت نکنید فکر می‌کنم پاسخ بسیاری از سئوالات را اجمالا گفته باشم و نیازی به تفکیک یکایک نباشد لیکن امتثالا اشاره‌ای می‌کنم: سئوال:چه شد که به معلمی روی‌ آوردید؟ گفتم داعیه اصلی،فرط علاقه به‌ آدابی و اخلاقی بودن فرد و اعتقاد به اینکه‌ نوباوگان را از راه و رسم اخلاقی خاصان‌ حق آگاه کردن،مایهء پیشرفت و انضباط و برتری جامعهء متشکل از آنان خواهد بود و برای حصول این امر،راهی جز این را نشناخته و نمی‌شناسم ولو در حد اندک، توفیقی دست دهد،پربهاست و از طرف‌ دیگر گرایش به سلک آباء و احدادی و پذیرش اثری که اساتید با حق و بحق و موردنظری که داشتم(الهی سعادتمند دارین‌ گردند. به نظر شما چه کارهایی باید برای معلم‌ انجام شود که درخور مقام او باشد؟ اجازه بدهید این را آرزو کنم که من در حد ادامهء درمان و پیشنهاد و برنامه نیستم، فقط آرزو کنم همه جا برای معلم حکم‌ کلاس را پیدا کند،او«راه»نما باشد و دیگران گوش دل به راهنمایی‌های او سپارند،آرزو کنم،معلم را آنقدر فراغت‌ خاطر باشد که جز در اندیشهء فردای کلاس و آیندهء دانش‌آموزانش نباشد وگرنه: اگر خود هفت سبع از بر بخوانی‌ چو آشفتی،الف بی‌تی ندانی آرزو کنم،بگذارند معلم در کار خود بماند و دست نیاز و منت به دامان این و آن‌ دراز نکند تا حق خودش را بگیرد و لوازم‌ اولیهء زندگیش را فراهم آورد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.