Skip to main content
فهرست مقالات

برگ سبزی از خوان مثنوی

نویسنده:

(2 صفحه - از 34 تا 35)

کلید واژه های ماشینی : برگ سبزی از خوان مثنوی، عشق، بهار، خاک، زنان، خورشید، گذری، پیر، مرد، درختان، افلاک، گذری به بهار خوبان، شقایق، چهره‌اش، نسیم، خوبان، قاب عکس، آب، دریا، هستی، نور، چشمان نافذ پیر مرد، پیوند، نور خورشید، آسمانی، مردم، سبز عشق، زندگی، عشق بر افلاک، خاک از عشق

خلاصه ماشینی: "برگ سبزی از خوان مثنوی (به تصویر صفحه مراجعه شود) گذری به بهار خوبان جسم خاک از عشق بر افلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شد باغ سبز عشق کو بی منتهاست‌ جز غم شادی در او بس میوه‌هاست‌ عشق خود ز بن هردو عالم برتر است‌ بی‌بهار و بی‌خزان سبز و تر است‌ خاک را من خوار کردم یک سری‌ تا ز ذل عاشقان بویی بری‌ خاک را دادیم سبزی و نویی‌ تا ز تبدیل فقیر اگه شوی سحر در دلتهاب فصلی تازه است. گویا همه تسبیح می‌کنند و آفرینش‌ این موجودات،اکسیری از محبت و عشق‌ است که چرخ‌زنان به سوی خورشید می‌روند. دغدغه برای ماندن و فکر کردن ندارند،آدمهایی با کله‌های گنده و گندیده که رفتارشان بی‌بو و رنگ شده است‌ و تزویرشان دکان درآمدی است که گذر زندگی می‌کنند. در اولین نگاه می‌یافتی که قافلهء عظیم الهی در پیوندی سپید،عصارهء هستی را به نمایش‌ می‌گذارند و آغازین این تراژدی انسانی به‌ مهر نگار،توسل جسته است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.