Skip to main content
فهرست مقالات

این شرح بی نهایت (حکایتی از مثنوی)

نویسنده:

(2 صفحه - از 36 تا 37)

کلید واژه های ماشینی : شیر، روباه، گرگ، بز، عبرت، صیدها، گاو، خرگوش، شکار، سالک

خلاصه ماشینی: "شیر و گرگ و روبهی بهر شکار رفته بودند از طلب در کوهسار کان سه باهم اندر آن صحرای ژرف‌ صیدها گیرند بسیار و شگرف این حکایت،تمثیلی است که مولانا برای بیان رموز همراهی پیر و مرشد با سالکان‌ نوسفر،در گذرگاه طریقت آورده است و در واقع از اکرام و سخای پیر طریق است که‌ بهر امتحان نوقدمان این وادی،با آنان همراه‌ شود. روبها چون جملگی ما را شدی‌ چونت آزاریم چون تو ما شدی‌ چون گرفتی عبرت از گرگ دنی‌ پس تو رو به نیستی،شیر منی‌ عاقل آن باشد که عبارت گیرد از مرگ یاران وهلای محرز روباه از ملاطفت شیر،سپاسگزاری کرد. *** پس سپاس او را که ما را در جهان‌ کرد پیدا از پس پیشینیان‌ استخوان و پشم آن گرگان،عیان‌ بنگرید و پند گیرید ای مهان‌ عاقل از سر بنهد این هستی و باد چون شنید انجام فرعونان و عاد ورنه بنهد،دیگران از حال او عبرتی گیرند از اضلال او *** حدیث زندگی اندرز و خیرخواهی من قبل النصیحة سلم من الفضیحة."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.