Skip to main content
فهرست مقالات

آموزه هماهنگی با نظام کیهانی در فلسفه اشراق سهروردی

نویسنده:

ISC (13 صفحه - از 116 تا 128)

کلیدواژه ها : حکمت اشراق ،نظام کیهانی ،هستی‌شناسی ،نور ،عشق

کلید واژه های ماشینی : سهروردی، اشراق، حکمت اشراق، نور، نظام کیهانی در فلسفه اشراق، آموزه هماهنگی با نظام کیهانی، فلسفه اشراق سهروردی، ایران باستان، شیخ اشراق، عشق، خره، نظام کیهانی، فلسفه، ایران، پیوند، ایران باستان و اندیشه اسلامی، اسلامی، شیخ اشراق سهروردی، حکمت الهی ایران باستان، نور و ظلمت، انسان، هستی، اندیشه، اندیشه ایران باستان، سهروردی هماهنگی و سازگاری انسان، نفوس، حکمت ایران باستان، جهان، آرمانی، هانری کربن

یکی از مهم‌ترین جریان‌های فکری در ایران اسلامی، جریان «حکمت اشراق» است. بنیان‌گذار این مشرب فکری، «شهاب الدین سهروردی» است که پیوندی بین اندیشه ایران باستان و اندیشه اسلامی ایجاد کرده است. سهروردی هماهنگی و سازگاری انسان و جامعه را با نظام کیهانی لازم می‌داند، چرا که معتقد است در پرتو آموزه هماهنگی با نظام کیهانی، وجود آدمی مشرقی و نورانی می‌شود. سهروردی همانند ایرانیان باستان، وجود را به عنوان «نور» تعبیر می‌کند. مفهوم نور از یک سو، با مفهوم «خره» و از سوی دیگر، با آیات سوره نور در قرآن کریم پیوند پیدا می‌کند. وی «خره» را نوری می‌داند که نفس و بدن به آن روشن می‌شوند. او در کتاب هیاکل النور، از آرمان رهایی نور اسیر شده در جسم سخن می‌گوید. هم‌چنین «عشق» را به مثابه اساس نظام کیهانی می‌داند که در تمام پدیده‌های جهان هستی جاری و ساری است. «هانری کربن»، حکمت اشراق را گذار از «حماسه پهلوانی» ایران باستان به «حماسه عرفانی» ایران در دوره اسلامی می‌داند.

خلاصه ماشینی: "(همو، 1379: 39) اما سؤال اساسی این است که منظور از «اشراق» چیست و چرا باید حکمت اشراق را در ایران جست و جو کرد؟ نخست، توجه به این نکته ضروری است که سهروردی خود را میراث‌دار حکمت عتیق و جاودانه به نام «حکمت اشراق» می‌داند، زیرا معنای حکمت حقیقی در زمان او که همان حکمت ذوقی و شهودی و مبتنی بر سیر و سلوک است، فراموش شده بود. (امام، 1353: 116) از سوی دیگر، چون بین نور و آتش پیوندی برقرار است، سهروردی از آفتاب به عنوان اشرف موجودات یاد می‌کند، زیرا هم گرمابخش موجودات هستی است و هم این که شدت نور و هیبت الهی آن موجب ریاست آسمان و مثال اعلا در زمین شده است. شیخ اشراق بر این باور است که در پهنای عشق کیهانی، عشق اکبری وجود دارد و آن شوق آدمی برای لقا و دیدار حق است و همین عشق، نیروی جاذبه جهان را تشکیل می‌دهد و شور و شررهایی را در نظام آفرینش برپا می‌کند. در حقیقت، عشق جوهر حرکت آدمی و گردش گیتی است، به همین لحاظ، به وجود عشق، هستی همواره در حال گردش است و اگر لحظه‌ای فیض عشق کیهانی، منقطع شود، آدم و عالم محو و ناپدید و پیوند انسان و جامعه با نظام کیهانی نیز گسسته خواهد شد. (همان: 114 ـ 115) از این بحث نتیجه می‌گیریم که سیاست و حکومت در نزد شیخ اشراق، مبتنی بر حکمت است و رئیس مدینه یا حاکم آرمانی باید حکیم باشد تا به عنوان قطب جهان هستی شناخته شود و ارتباط و پیوند جامعه با کائنات را فراهم کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.