Skip to main content
فهرست مقالات

حقیقت وحی و تجربه دینی

نویسنده:

(23 صفحه - از 44 تا 66)

کلید واژه های ماشینی : دینی، وحی، کانت، حقیقت وحی و تجربه دینی، خدا، تجربه دینی، تئوری تجربه دینی، عقل، حقیقت، خداوند

یکی از تئوریهایی که در مباحث دین پژوهی مطرح گردید تئوری «تجربه دینی» است. نخستین‌بار «شلایر ماخر» در ابتدای قرن نوزدهم در مقام دفاع از دین مسیحیت این تئوری را مطرح ساخت. او به گمان خویش توانسته بود با طرح این تئوری از اشکالات هیوم در نقض براهین اثبات وجود خدا و نیز نقادیهای معرفت شناسانه کانت و اشکال تعارض گزاره‌های دینی با احکام عقلی و علوم تجربی رهایی یابد. عده‌ای نیز با قبول این تئوری آن را بر وحی منطبق نموده‌اند. در این نوشتار بر آنیم تا ضمن بررسی اجمالی زمینه‌های طرح تئوری تجربه دینی، اثبات نماییم که این تئوری هیچ گونه ارزش معرفتی نداشته و در نتیجه انطباق آن بر وحی نادرست است.

خلاصه ماشینی:

"اما اگر تئوری تجربه دینی در صدد توجیه درستی و صدق گرایش شخص به دین خاص و ادعاهای دینی او باشد، باید گفت که این تئوری از چنین هدفی عاجز بوده و همان طوری که بیان شد، تجربه دینی هیچ ارزش معرفتی ندارد؛ یعنی صرف این که برای صاحب تجربه دینی، احساسی رخ داده است دلیل بر این نیست که تحلیل و قضاوت او نسبت به علت آن احساس نیز درست باشد. خلاصه دین، این احساس (این احساس در بالاترین وحدت آن) است که محرک احساس یک چیز است و فقط از طریق این وحدت، می‌توان چیزی را به طور منفرد و خاص احساس کرد؛ یعنی احساس کنیم که وجود حیات ما، حیات و وجودی در خدا و توسط خداست» (1) عده‌ای دیگر نیز ارتباط و تعلق احساس به خداوند یا مظاهر او را شرط دینی بودن تجربه دینی می‌دانند: «تجربه دینی را غیر از تجربه‌های متعارف می‌دانند؛ یعنی شخص، متعلق این تجربه را موجود یا حضوری ما فوق طبیعی می‌داند (یعنی خداوند یا تجلی خداوند در یک فعل) یا آن را موجودی می‌انگارد که به نحوی با خداوند مربوط است (مثل تجلی خداوند یا شخصیتی نظیر مریم عذرا) و یا آن را حقیقتی غایی می‌پندارد، حقیقتی که توصیف ناپذیر است (مثل امر مطلق غیر ثنوی [برهمن] یا نیروانا)» (2) با توجه به آنچه که در صفحات قبل بیان داشته‌ایم، اثبات این که متعلق احساس یا علت آن، فلان شی‌ء معین است، از طریق آن احساس قابل اثبات نیست؛ یعنی نمی‌توان ادعا نمود که چون من احساس می‌کنم که خداوند علت احساس من است پس در واقع نیز خداوند علت احساس من می‌باشد و از آنجا که چنین امری قابل اثبات از طریق آن احساس نیست دینی بودن تجربه، قابل اثبات نخواهد بود؛ زیرا مقوم دینی بودن تجربه، ارتباط آن با خداوند (یا واقعیت غایی) یا مظاهر اوست و همانگونه که بیان شد، چنین امری قابل اثبات نیست، بدین جهت می‌توان ادعا نمود که چون دینی بودن تجربه به صورت واقعی و قطعی، قابل اثبات نیست، طرح این تئوری در مباحث دین پژوهی لغو و بی‌اساس می‌باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.