Skip to main content
فهرست مقالات

آوانس مسیحی قرآن می بوسد

نویسنده:

(1 صفحه - از 19 تا 19)

کلید واژه های ماشینی : آوانس مسیحی قرآن، مجتهد رهبر حزب برادران شیراز، دانیال، قرآن و دست پیرمرد عابد، حضرت آقای آقا سید نور، کف جورابش، تشهد ارجلهم بما، گشودن قرآن اسرار نهانی اشخاص، آوانس جزء دسته تلگرافچی، رهبر فدائیان‌اسلام، رهبر فدائیان‌اسلام در صحن، عکسهای مربوط بمسافرت آقای آقا، بما کانوا یکسبون، حالات پیرمرد عابدی، افسر، قم، بزیبائی کنون، افسر تلگرافچی، مسخره، ورود بتهران، عابد بپرسد آوانس، جبهه جنک اطلاعات و کشفیاتی، آوانس رسانید افسر، عابد جنگلی، تکلمنا ایدیهم، مشید می‌پرسد دانیال، گفت دانیال، نموده بمرکز، قم و حرکت بتهران، جنگل هندوستان

خلاصه ماشینی: "آوانس از روی مسخره و استهزاء بو بدانیال کرده‌ گفت دانیال راستی خوبست برویم بخدمت این عابد ببینیم‌ از اسرار و اعمال من قرآن چه نشانی میدهد یقین مسلمان هم‌ هست؟!دانیال با مراعات انضباط و مقام ما فوقی در مقابل یک‌ نفر افسر این جمله مسخره آمیز را شنیده انگاشته بطرف تخته‌ سنک پیش میروند آوانس آن هیکل و اسکلت استخوانی را بحقارت نگریسته با بیانی آمیخته بریشخند و مسخره بوسیله‌ دانیال مترجم میخواهد که از شخص عابد بپرسد آوانس چه‌ کاره است؟(در اینجا آوانس خود را لال و الکن معرفی‌ نموده با سر سلام میکند)گشودن قرآن و بستن آن طولی‌ نکشید که عباد با تلاوت این آیه «الیوم نختم علی اقواهم و تکلمنا ایدیهم و تشهد ارجلهم بما کانوا یکسبون» تبسمی نموده‌ پس از کمی مراقبه و تفکر میگوید:عجبا این افسر تلگرافچی‌ که کار زبان را با دست میکند (تکلمنا ایدیهم) اکنون که‌ بسمت جاسوسی از جبهه جنگ برگشته و نتیجه مأموریت و گزارشات خود را (بما کانوا یکسبون) یاد داشت و در کف‌ جورابش پنهان نموده (و تشهد ارجلهم) از عابد جنگلی معجزه‌ میخواهد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.