Skip to main content
فهرست مقالات

اشتباه حساب

نویسنده:

(3 صفحه - از 8 تا 10)

کلید واژه های ماشینی : بغداد ،مردم ،اشتباه حساب ،میزند ،مسافت ،بوق ،راننده‌ای ،استعداد ،روح ،خبر ،زحمت ،زندگی ،درست حساب ،روز حوصله ،راه میان تهران و بغداد ،سال زحمت ،بغداد بتهران ،زحمت کشیدن در مردم کم ،پنج ساعت ،روز مدت رسیدن نامه‌اش ،تهران ببغداد ،اشتباه در روح مردم ،خبر ورودش ببغداد بآنها ،پنج روز ،اشتباه اخلاق روح ،روز در راه ،اسباب خارجی ،روز انتظار رسیدن خبر ،مدتی زحمت ،حوصله و طاقت زحمت

خلاصه ماشینی:

"خوراک پز اگر بتواند حساب کند که آن غریب با مسافر یا هرکس‌ دیگر که میآید نزد او غذا بخورد مانند او جانی دارد و چه بسا مزاجش‌ ناسالم باشد و چه بسا با جان کندن همین پول غذا را تهیه کرده‌ و باو میدهد و هرگاه غذای ناسالمی بخورد بیمار میشود و از کار باز میماند یا در غربت و مسافرت دچار سختیها میشود و ببازماندگان او از خبر بیماری او چها میرسد اگر بتواند این‌ حسابها را بکند غذای فاسد و گوشت ناصالح و تخم مرغ و روغن گندیده و مواد شب مانده بخورد مردم نمیدهد و برای‌ اینکه خودش بیک لقمه نان برسد بجانهای دگران آزار نمیرساند و ناله‌ها و نفرینها و لعنتها بدرقهء خود نمیسازد آنکه‌ شب هنگام کشیک بیمارستانی را بر عهده گرفته و آنکه در راهها یا دهها بعنوان امنیه قرار گرفته و آنکه در پشت میز اداره‌ بنام مأمور دادگستری یا دارائی نشسته هریک اینها اگر حساب‌ کنند که در اثر یکذره سستی و غفلت آنها یا در نتیجهء یک قرار بدون مطالعه و تأملی که صادر میکنند چه همه افراد را چندین‌ روز از کار بیکار و از خانواده آواره و جسمشانرا علیل و روحشانرا پریشان میسازند و اگر بتوانند خودشانرا بجای آنها فرض کنند و ببینند که اگر با آنها چنین رفتار میشد بر آنها چه میگذشت هرگاه میتوانستند این حسابها را درست بکنند در کار خود غفلت نمیورزیدند و بی‌تأمل باعث زحمت کسان نمیشدند شنیدم که بیوه زنی دردمند همی گفت و رخ بر زمین مینهاد هر آن کدخدا را که بر بیوه زن‌ ترحم نباشد زنش بیوه باد در بعضی جامعه‌ها میشنوید که جان بشر ارزش ندارد و بمردم احترام گذارده نمیشود باعث آن همین است که حساب‌ در روح آنها نیست و از همین صفت بیحسابی است که در عموم‌ آنها ستم رواج میگیرد و عدالت از میان میرود زیرا عدالت‌ ملازم با حساب و ستم ملازم با بیحسابی است و همینکه مردمی‌ اهل حساب نبودند پس پیرو عدالت نخواهند بود و همه ستم‌ خواهند کرد و در اثر ستم خیر از زندگی آنها گرفته خواهد شد که محال است مردم ستمگر در زندگی خیر ببینند و بسعادتی‌ نائل شوند و در اثر ستم عمومی اجتماع آنها رو بویرانی میرود که قرآن میگوید «و کم قصمنا من قریة کانت ظالمة و انشانا بعدها قوما آخرین فلما احسوا باسنا اذا هم منها یرکضون‌ لا ترکضوا و ارجعوا الی ما اترفتم فیه و مساکنکم لعلکم تسئلون‌ قالو باویلنا انا کنا ظالمین فما زالت تلک دعواهم حتی جعلناهم» یعنی بسا آبادیها را که درهم شکستیم چون ستمکار بودند و پس از آنها مردم دیگر ایجاد کردیم همینکه آنها احساس‌ عقوبت ما را کردند از آن آبادی فرار میکردند از آن فرار میکنید و برگردید بعیاشی‌ها که میکردید و بمساکنی که داشتید تا مگر از شما دربارهء آنها پرسش شود گفتند وای بر ما که‌ ستمکار بودیم گفتگوی آنها همه این بود تا آنکه آنها را درویدیم و همه خامد و افسرده گشتند و ما آسمان و زمین و آنچه‌ را در میان آنهاست بازیچه نیافریده‌ایم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.